تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
( 1 )

خطبهء امير المؤمنين على بن ابى طالب به هنگامى كه خبر حركت طلحه و زبير و عايشه به سوى بصره به او رسيد و خبر دادن على از انديشه و فرجام كار آنان و داستان پارس كردن سگهاى منطقه حوأب بر عايشه و نگران شدن او

چون از گفتار مؤمنان براى على كه خدايش از او خشنود باد خبر رسيد كه طلحه و زبير و عايشه آهنگ بصره كرده‌اند به منبر رفت . پس از ستايش خداوند و درود فرستادن بر پيامبر ( ص ) چنين گفت : ( 2 ) عايشه و زبير و طلحه حركت كرده‌اند . زبير و طلحه هر يك مدعى خلافت هستند بدون اينكه براى ديگرى در آن حقى منظور داشته باشند . طلحه از اين جهت كه پسر عموى عايشه است « 1 » در جستجوى خلافت است . زبير همچنين مىپندارد كه چون شوهر خواهر عايشه است « 2 » براى خلافت سزاوارتر است . به خدا سوگند بر فرض كه بر آنچه مىخواهند پيروز شوند كه هرگز آن را نخواهند ديد ، طلحه بدون ترديد گردن زبير را خواهد زد و زبير گردن طلحه را ، به سبب ستيز سختى كه در پادشاهى است . ( 3 ) به خدا سوگند كه آن زن شتر سوار بر هيچ گردنه‌اى نمىگذرد و در هيچ منزلى فرود نمىآيد مگر در معصيت و خشم خدا ، تا آنكه خود و همراهانش را به جايگاه نابودى خواهد رساند . يك سوم آن گروه كشته خواهند شد و يك سوم ايشان خواهند گريخت و يك سوم آنان توبه خواهند كرد . به خدا سوگند سگهاى منطقه حوأب بر او پارس خواهند كرد . آيا انديشمندى هست كه بينديشد و عبرت‌آموزى هست كه عبرت آموزد ؟ به خدا سوگند كه طلحه و زبير به خوبى مىدانند كه اشتباه مىكنند و چنين نيست كه ندانند ، چه بسا عالمى را كه نادانىاش ، او را كشته است و علمى كه همراه اوست ، او را سود ندهد . « 3 » ( 4 ) خدايتان رحمت كناد ، در مورد اين اخبار بينديشيد كه در آنها شفاى دل و روشنگرى نهفته است و هدايتى را كه به شما روى مىآورد بفهميد و مبادا كه روى برگردانيد ، تا بدانيد كه همه كارهاى على پايه نهاده شده بر يقين و علم و حجت روشن و استوار است . او به هنگام
هامش
( 1 ) خوانندگان گرامى توجه خواهند فرمود كه ابو بكر و طلحه نوه عموى يكديگر و از قبيله تيم بن مره‌اند . ( 2 ) زبير همسر اسماء ، دختر ابو بكر است كه خواهر بزرگتر عايشه بوده است . ( 3 ) در بخش كلمات قصار نهج البلاغه به شماره 104 آمده است .