تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
سرشت على بر درستى سرشته شده و مؤيد به فرشته‌اى بود كه او را از راه خطا بر كنار مىداشت و ملزم به استقامت در درستى مىكرد و هيچ كس نمىتواند تناقضى در فضيلت او به ما نشان دهد . يا اختلافى در سخن او ارائه دهد . خداى چهرهء آن بزرگمرد را سپيد و مقامش را در آخرت برتر فرمايد . ( 1 ) و چون عثمان كشته شد ، مردم با ميل و رغبت در مسجد رسول خدا ( ص ) براى بيعت با او هجوم آوردند . « 1 » مهاجران و انصار گرد آمدند و راى همه به صورت اجماع بر على بن ابى طالب قرار گرفت كه او از ديگران براى امامت شايسته‌تر است و به روزگار خود مانندى ندارد و سپس همگان به خانهء على رفتند و او را از خانه بيرون آوردند . على بن ابى طالب پيش طلحة بن عبيد الله رفت و به او گفت : مردم گرد آمده‌اند كه با من بيعت كنند و مرا نيازى به بيعت ايشان نيست ، اينك تو دست فراز آر تا مردم به شرط رعايت كتاب خدا و سنت محمد ( ص ) با تو بيعت كنند . طلحه گفت : تو به آن سزاوارتر و براى آن به سبب برترى سابقه و خويشاوندى با رسول خدا شايسته‌ترى . وانگهى ، اين همه مردم كه از من پراكنده شده‌اند ، همگان براى تو جمع شده‌اند . ( 2 ) على فرمود : بيم آن دارم كه نسبت به من حيله‌سازى كنى و بيعت مرا بشكنى . طلحه گفت : مترس كه به خدا سوگند از سوى من كارى كه خوش نداشته باشى نسبت به تو سر نخواهد زد . على فرمود : خداوند در اين باره كفيل تو خواهد بود ؟ گفت : آرى كه خدا كفيل و گواه بر من خواهد بود . على پيش زبير رفت و با او هم همان گونه سخن گفت و او هم پاسخى چون طلحه داد . على براى اثبات درنگ و تأكيد خود بازهم به خانهء خويش برگشت . در اين هنگام مردم كه جمع شده بودند و شمارشان بسيار بود بر در خانه‌اش بازگشتند و او را از خانه بيرون آوردند و گفتند دست بگشاى تا با تو بيعت كنيم . على دست خود را كنار كشيد و آنان آن را مىكشيدند ، و چون اجتماع و هجوم ايشان را بر خود ديد فرمود : با شما جز در مسجد رسول خدا ( ص ) و آشكارا بيعت نخواهم كرد و اگر گروهى مرا خوش نداشته باشند بيعت شما را پذيرا نخواهم بود . در اين هنگام على به مسجد آمد و مردم هم به مسجد آمدند و منادى به آن كار ندا داد .
هامش
در اين مورد به شرح خطبه سىام نهج البلاغه ابن ابى الحديد و جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 287 مراجعه فرماييد . ( 1 ) امير المؤمنين عليه السلام خود در خطبه‌هاى 3 ، 51 ، 230 صحنه‌هايى از چگونگى هجوم و بيعت مردم را با خود بيان فرموده است .
المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 52 | محمود مهدوى دامغانى / أبو جعفر الإسكافي