امت است كه او را از كار بر كنار كند و ديگرى را ولايت دهد . خلاصهء سخن آن است كه اگر اين كار بر روزگار پيامبر ( ص ) روا بوده است ، پس از او نيز رواست و اگر حاكم دگرگونى پيش آورد بر فرض كه رسول خدا رحلت كرده باشد ، سروكار حاكم با خداوند است كه زندهء جاويد است و مرگ را بر او راه نيست . و بدين گونه سخن درباره امامت مفضول بر فاضل تمام است . « 1 »
( 1 )
روش انعقاد امامت به نظر مؤلف اين كتاب ، و توصيف چگونگى بيعت مردم با امير المؤمنين على عليه السلام كه اركان آن نيرومندتر و حجت آن بزرگتر و سبب آن استوارتر و راه و روش آن روشنتر بوده است
ما اينك چگونگى به امامت رسيدن على را توصيف مىكنيم تا بدانيد كه امامت او از لحاظ اسباب ظاهرى از هر امامتى قوىتر و پايدارتر و استوارتر و روشنتر و دادگرانهتر و از لحاظ حجت از همه بزرگتر بوده است .
راه امامت چنين است كه با راى مردمى كه اهل فضيلت و سابقهاند و كسانى كه با اجتماع آنان شك و تهمت از ميان مىرود و خيرخواهى و پاسدارى آنان ثابت مىشود ، منعقد مىگردد .
( 2 ) سنت دربارهء امامت بر اين قرار گرفته است كه امام با رايزنى ميان اهل فضيلت و عدالت و علم و آنانى كه به حكم كتاب خدا و سنت آشنايى دارند ، برگزيده شود كه خداوند متعال فرمود است :
وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ
- و كار ايشان مشورت ميان خودشان است . « 2 »
( 3 ) و از سنتهاى امامت يكى اين است كه كسانى كه در آن نظارت دارند ، هيچ يك اشتياق و شيفتگى از خود در طلب مسند امامت نشان ندهد كه اين كار انگيزه اختلاف و سبب تهمت و بدگمانى مىشود و مايهء فتنه و پراكندگى خواهد شد .
( 4 ) و از اسباب و لوازم امامت يكى اين است كه هرگاه براى مردى منعقد شد و گروهى كه
هامش
( 1 ) خوانندگان گرامى توجه دارند كه معتزله معتقد بر امامت مفضول بر فاضلاند . ابن ابى الحديد معتزلى هم در سطر پنجم صفحه اول شرح نهج البلاغه ، چاپ محمد ابو الفضل ابراهيم ، مصر همين موضوع را مىگويد .
معتزله مىگويند در عين حال درست بودن خلافت ابو بكر ، على عليه السلام افضل و برتر از او بوده است و اينكه برخى از اهل سنت و اشاعره مىگويند خلافت ابو بكر نشانه برترى او بر على عليه السلام است ، درست نيست .
( 2 ) بخشى از آيه 38 سوره چهل و دوم - الشورى .