بر فاضل ولايت داشته باشد ، جايز بود كه مفضولى به عنوان پيامبر بر فاضلى مبعوث شود ، و در اين صورت جايز است كه در زمان پيامبران هم كسانى برتر از ايشان وجود داشته باشند ، اين گروه كار مردم را از طريق قياس با كار خدا حجت قرار دادهاند .
( 1 ) در پاسخ آنان مىگوييم ، اين استدلال و پاسخ شما از چند جهت نادرست است . نخستين جهت آن اين است كه امامت شبيه به پيامبرى نيست « 1 » بلكه به اميرى و فرماندهى شبيه است زيرا امام علم غيب ندارد و تبديل و تغيير او جايز است و حال آنكه پيامبر ( ص ) از تأييد غيبى برخوردار و از تبديل و تغيير در امان است . آيا كسى كه مىگويد همان گونه كه عهدهدار شدن ولايت براى امامى كه آگاه بر غيب نيست جايز است ، مىتواند بگويد جايز است پيامبرى مبعوث شود كه فقط خودش به سود خود مدعى نبوت باشد .
( 2 ) وانگهى ، اگر امكان اين باشد كه امامى كه از تبديل و تغيير در امان نيست امام باشد ، ممكن است كه خداوند پيامبرى بفرستد كه از تبديل و تغيير در امان نباشد و اين قياس ، قياس فاسدى است كه امامت قابل مقايسه با پيامبرى نيست ، و امامت را بايد با امارت و فرماندهى مقايسه كرد ، و امام را نشايد كه از احكام خدا تعدى كند و پيروى از احكام بر عهدهء اوست و امير هم همين منزلت را دارد و نمىتواند به سود خويش گواهى دهد همچنان كه بر غيب آگاه نيست . امام گاهى كه عهدهدار ولايت است افراد را به ولايت مىگمارد يا عزل مىكند و عهدهدار پيشنمازى است و منزلت امير هم همين گونه است .
( 3 ) اينك مىگوييم امامت مفضول بر فاضل از لحاظ دينى درست و جايز است ، زيرا پيامبر ( ص ) در جنگ ذات السلاسل عمر و عاص را به فرماندهى بر ابو بكر و عمر گماشت .
انجام چنين كارى براى امت هم درست است . اگر امامت و فرماندهى مفضول بر فاضل روا نمىبود ، پيامبر هرگز آن چنان رفتار نمىفرمود و عمر و عاص را بر آن دو فرماندهى نمىداد .
وانگهى ، رفتار و گزينش رسول خدا از رفتار و گزينش مردم به حقيقت و خواست خداوند متعال نزديكتر است . اگر بگوييد انجام چنين كارى به هنگام زنده بودن رسول خدا درست است كه در صورت ابتلاى عمر و عاص به انحراف و دگرگونى ، پيامبر زنده بود و دربارهء آن تصميم مىگرفت و به همين علت انجام چنين كارى پس از رحلت آن حضرت روا نيست ، پاسخ مىدهيم كه پس از آن حضرت هم اگر حاكم و امام دگرگونى پيش آورد ، بر عهدهء
هامش
( 1 ) خوانندگان گرامى توجه مىفرمايند كه اين عقيده معتزله است و با عقيده شيعيان مغايرت دارد و ارائه اين بحث بهترين نشان آن است كه مؤلف اين كتاب شيعه نيست .