تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
ابو بكر پيش از اين شرح داديم و گفتيم كه برگزيدن مردم او را براى خلافت موجب اين نمىشود كه او بر ديگرى فضيلت داشته باشد . و ما از شما مىپرسيم فضيلت ابو بكر بر ديگرى پيش از اينكه او را به خلافت برگزينند چه بوده است ، و اگر پيش از انتخاب به خلافت فضيلتى كه او را بر على مقدم بدارد ، نداشته است ، اين سخن شما كه مىگوييد او را از اين جهت كه افضل بوده است برگزيده‌اند معنى ندارد . ( 1 ) و اگر بگوييد چون ديگران او را برگزيده‌اند همين موضوع موجب برترى اوست كه ديگران با اين كار خود او را به فضيلت و مقدم بودن رسانده‌اند ، پاسخ اين است كه اگر انتخاب آنان موجب فضيلت و برترى او شده است بنابراين پيش از انتخاب فضيلتى نداشته است بلكه از ديگران فروتر بوده است . شما فضيلتى مشهور از ابو بكر را بر على نشان دهيد كه در آن بر او برترى داشته باشد و شايستهء آن باشد كه سزاوار براى امامت و انتخاب شدن باشد ، و گرنه نمىتوانيم هرگز تسليم ادعاى شما شويم . ( 2 ) اگر بگويند فضائلى داشته كه به آنها معروف نبوده است و على هم آن فضايل را نمىدانسته است جز اينكه ما مىدانيم كه انتخاب مردم او را به خلافت به سبب فضيلت و برترى او بوده است ، پاسخ مىدهيم چه فرقى ميان اين سخن شماست و سخن آن كسى كه مىگويد مردم به سببى كه من بر آن آگاه نيستم بر ابو بكر جمع شدند ، ولى اين را مىدانم كه سبب آن افضل بودن ابو بكر نبوده است . ( 3 ) اگر ابو بكر پيش از انتخاب شدن به خلافت از على افضل مىبود ، شهرت مىيافت و آشكار مىشد و پوشيده نمىماند ، و اگر انتخاب مردم بر مبناى فضيلت و برترى ابو بكر بود و امامت مفضول بر فاضل روا نمىبود هرگز براى انصار جايز نبود كه بگويند اميرى از ما و اميرى از شما حكومت كنند . وانگهى ، بر ابو بكر هم حرام بود كه دست خود را براى بيعت كردن با عمر و ابو عبيده دراز كند و بگويد با هر يك از شما كه بخواهيد بيعت مىكنم . ( 4 ) و اگر بگويند دليل بر فضيلت ابو بكر ، كه ما مدعى آنيم ، اين است كه او در زمان زندگى رسول خدا با مردم نماز گزارده است و پيامبر ( ص ) به عايشه فرمان داده است كه به ابو بكر بگو با مردم نماز بگزارد ، پاسخ مىدهيم كه اين خبرى است از عايشه و ثابت نشده است و مردم هم آن را به درستى نپذيرفته‌اند ، و بر فرض كه اين حديث را از شما بپذيريم موجب برترى و تقدم ابو بكر بر على نمىشود و اگر به دنبالهء همين حديث دقت شود مىتوانيم دليل بياوريم كه مايهء نقص و كاستى منزلت ابو بكر است ، زيرا دنبالهء آن بدين گونه است كه چون پيامبر ( ص ) توانى در خود يافت از حجره بيرون آمد و خود را به مسجد رساند و دست