( 1 ) و حال آنكه به نظر ما ابو بكر اين سخن را براى روشن ساختن حالت روحى و شخصيت خود گفته است ، زيرا بعضى از مردم گمان مىكردند خلافت ابو بكر به سبب تفضيل و تقدم او بر ديگران است و ابو بكر با اين سخن شخصيت خود را روشن ساخته و خطا و اشتباه مردم را اصلاح كرده است و آنان را به حق برگردانده است و بر اين موضوع آگاه ساخته است . اين راه و روش او بوده است كه مردم را در مورد خود و ديگران روشن سازد كه چون از پيش او بروند حق را براى آنان آشكار ساخته باشد و به همين سبب گفته است من ولايت بر شما را عهدهدار شدم در حالى كه بهترين شما نيستم ، بنابراين ولايت مرا وسيله اشتباه خود قرار مدهيد كه بگوييد من از ديگرى برتر و سزاوارترم .
( 2 ) گروهى ديگر درباره اين سخن ابو بكر چارهاى ديگر انديشيده و گفتهاند اين سخن او از روى فروتنى و ترك خودستايى گفته شده است ، زيرا مؤمن هيچگاه خود را نمىستايد و با زبان خود ، خويش را تزكيه نمىكند كه خداوند متعال فرموده است :
فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى
« 1 » - پس خويشتن را مستاييد ، او داناتر است به آن كه پرهيزگار است .
( 3 ) خطا بودن اين تأويل از تأويل نخست روشنتر است كه موجب كاستى منزلت گوينده آن است ، زيرا بيان فروتنى نمىتواند همراه با دروغ و خلافگويى باشد و انصاف هم در آن نيست كه حق چيزى را نفى كنند . بديهى است اگر كسى غير از ابو بكر به خلاف چنين سخنى بگويد ، آن را دروغ مىشمرند . چگونه ممكن است چيزى كه از غير ابو بكر دروغ شمرده مىشود ، در مورد او فروتنى شمرده شود . وانگهى جايز نيست كه مؤمن از روى فروتنى بگويد « من مؤمن نيستم » ، شما مىدانيد كه پيامبر ( ص ) از همگان فروتنتر و منصفتر بوده است و روا نيست كه آن حضرت گفته باشد « من به پيامبرى براى شما فرستاده شدهام و بهترين شما نيستم » ، و تواضع در اين نيست كه شخص پاك و پاكيزه بگويد من پاكيزه نيستم ، يا مؤمن بگويد من مؤمن نيستم و صالح و فاضل بگويد چنين نيستم ، بلكه فروتنى و تواضع در اين است كه در آداب معاشرت و گفتگوهاى دوستانه از لحاظ حفظ مساوات از خودستايى و ستودن خويش خوددارى شود .
( 4 ) اينك از كسانى كه ابو بكر را بر ابو الحسن مقدم مىدارند مىپرسيم شما چه برهانى بر مقدم داشتن ابو بكر بر على بن ابى طالب داريد ؟ اگر اجتماع مردم را بر ابو بكر دليل آورند كه آن را از بزرگترين دلايل خود مىدانند ، به آنان مىگوييم ما سبب جمع شدن مردم را بر
هامش
( 1 ) بخشى از آيه 32 سوره پنجاه و سوم - النجم .