( 1 )
ذكر انواع مخالفان و ستيزگران با امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام
( 2 ) اينك نخست اصناف مخالفان را بر مىشمريم و سپس پاسخ آنان را مىدهيم ، به گونهاى كه حق روشن و باطل سركوب شود . لطفا به آنچه مىگوييم گوش فرا دهيد و ذهن خود را براى سخن ما آماده سازيد و با رها كردن هر گونه گرايشى در جستجوى انصاف باشيد تا براى شما با دلائل روشن و برهان آشكار ، حق روشن شود .
( 3 ) مىدانيد بزرگترين خطا در اين مورد و چيزى كه كار را بر دانشمندان مرجئة و معتزله دشوار ساخته است كمى اطلاع و نادانى ايشان به انجام و فرجام اين كار است و كمى اطلاع و شناخت ايشان در تفاوت ميان سنت و فريضه است و همين مسأله سبب شده است تا تقليد از آنچه را كه پادشاهان بنى اميه به آن فراخواندهاند ، مشروع تصور كنند . برخى از آنان ، ابو بكر را بر على مقدم دانستهاند و برخى ديگر در اين مورد از اظهار نظر خوددارى كرده و متوقف ماندهاند .
( 4 ) رسواتر از اين ، اشتباهى است كه طلحه و زبير را همسنگ على بدانند يا در آن مورد متوقف بمانند و اين چيزى است كه پارهاى از خواص و عوام به آن دل بستهاند و برخى از خواص ، عوام را به آن دلبسته كردهاند . نادانى و كوردلى بزرگتر اين است كه معاويه را قابل سنجش با على بدانند و اين همان چيزى است كه پارهاى از عوام سرگردان و فرومايگان از حشويّه كه با حقيقت فاصله دارند به آن معتقد شدهاند ، و چون ما به توضيح همان اعتقاد نخستين بپردازيم و باطل بودن آن را روشن سازيم ، خطا بودن آن و امور ديگر پس از آن آشكار مىگردد .
( 5 ) دربارهء اختلاف نظر مردم در مورد على بن ابى طالب كه خدايش از او خشنود باد مىتوان عيسى بن مريم صلى الله عليه و سلم را مثل آورد . همان گونه كه امت درباره عيسى عليه السلام چند گروه مختلف شدند ، گروهى چندان افراط كردند كه او را پرستيدند و گروهى ديگر چنان كوتاهى كردند كه او را لعن و نفرين كردند و متهم ساختند .
( 6 ) كسانى از روافض « 1 » كه درباره محبت على افراط كردهاند همچون مسيحيانى هستند كه
هامش
( 1 ) بر خوانندگان گرامى پوشيده نيست كه با قرينه روشن مىشود كه منظور مؤلف از روافض كسانى هستند كه به خدايى