تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
بيرون رفتن قوت بخشيدند او را از انديشه‌اش بازگرداندند . « 1 » ( 1 )

نامهء ام المؤمنين ام سلمه ( ره ) به امير المؤمنين ، هنگام حركت طلحه و زبير و عايشه به بصره و خبر دادن او به على ( ع ) از حركت ايشان و فرستادن پسر خود عمر بن ابى سلمة را براى يارى دادن امير المؤمنين

( 2 ) گفته‌اند كه چون آن گروه آهنگ بصره كردند ، ام سلمه براى على بن ابى طالب چنين نوشت : اى امير المؤمنين ! به خدا سوگند اگر نه اين است كه رسول خدا ( ص ) به ما فرمان داده است تا در خانه‌هاى خود آرام گيريم ، همراه تو بيرون مىآمدم . اينك شنوايى و بينش خود يعنى عمر بن ابى سلمه را كه پيش‌زادهء پيامبر ( ص ) است ، همراه تو گسيل مىدارم . او برادرزادهء توست . او را با دانش پرورش بده و با جوانمردى بياراى و او را همان گونه نگهدارى فرماى كه دو پسرم حسن و حسين را نگه مىدارى . ( 3 ) و چون على ( ع ) آهنگ حركت فرمود ، ام سلمه پسر خويش را كه فاضل و فقيه و عابد بود فراخواند و به او گفت : پسركم ! به على بن ابى طالب بپيوند و چون با سواران روياروى شدى نيزه و شمشير بزن ، و بدان كه من از پيامبر ( ص ) درباره على سخنى شنيدم كه پس از آن براى تو تخلف از همراهى على روا نيست و براى من بازداشتن تو از همراهى او جايز نيست . عمر بن ابى سلمه حركت كرد و به على پيوست و همراه او جنگ كرد . « 2 »
هامش
( 1 ) اين گفتگوى ام سلمه ( ره ) با عايشه كه به صورت نامه هم نقل شده است علاوه بر اين منبع كه خود از كتابهاى كهن نيمه اول قرن سوم است در مآخذ ديگرى هم كه كهن است آمده است . براى مثال ابن ابى الحديد آن را با تفاوتهاى مختصر و كاستى و فزونيهايى به نقل از مقتل ابو مخنف در شرح خطبه 79 در جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه ، ج 3 ، ص 289 - 258 ، ابن قتيبه در الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 55 و غريب الحديث ، صدوق در معانى الاخبار ، ص 375 ، شيخ مفيد در نبرد جمل ، ص 142 و در اختصاص ، چاپ استاد محترم آقاى على اكبر غفارى ، ص 166 و مجلسى در بحار الانوار ، چاپ استاد محترم حاج شيخ محمد باقر محمودى آورده‌اند . ( 2 ) ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ضمن شرح خطبه 79 اين نامه را با اندك تفاوتهايى به نقل از كتاب الجمل هشام كلبى آورده است . به جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه ، ج 3 ، ص 290 مراجعه فرماييد .