تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
اين كارها بر او مقدم است . ( 1 ) و بر فرض كه ابو بكر داناى به مبانى خداشناسى بوده باشد ، هرگز در آن علم و چگونگى مباحثه با ملحدان و پاسخ گفتن به اعتراضهاى آنان و مبانى توحيد قابل مقايسه با على نيست . و بر فرض كه ابو بكر سخنور بوده باشد ، هرگز دامنهء خطبه‌هايش گسترده و در بلاغت رسا نبوده است و معانى مربوط به لطافت علم و باريك‌انديشى را نمىتوانسته است استخراج كند . و با آنكه ابو بكر هم پارسا و شكيبا بوده است ولى پارسايى او قابل مقايسه با پارسايى كسى نيست كه از آغاز چنان فقير بوده است كه به ميزان قوت روزانه خود نداشته است و براى آن كار مزدورى مىكرده است و هنگامى هم كه دنيا به ظاهر به او روى آورد و خلافت به وجودش آراسته شد از مال دنيا پالوده دست بود . وانگهى ، ابو بكر گرفتار كسانى نشد كه بر او شورش كنند و به فتنه‌هاى پياپى و انباشته آزمون نگرديد و دستخوش شبهه‌هاى سركشان و پيمان‌شكنان نگرديد كه كار بدان گونه مشتبه شود كه چون كسى از بيعت با او خوددارى كند ، ديگران هم گرفتار فتنه شوند و جاهل از خوددارى آن اشخاص پيروى كند . آرى ابو بكر به روزگار خود گرفتار موضوع ارتداد گرديد و على ( ع ) را در آن مورد فضيلت است كه او به ابو بكر اشاره كرد و پيشنهاد جنگ با مرتدان را داد . « 1 » ( 2 ) بنابراين در آنچه كه ما گفتيم ، اين على بن ابى طالب است كه به خصوص براى حق خدا قيام فرموده است در همان لشكركشيها با قاطعيت خود اقدام و امور را اداره مىكرد و انديشهء برتر خود را به كار مىبست و در همان ساعات به روشن‌ترين راهها و با نيت صادق و بهترين كلام و استوارترين دليل و بهترين راهنمايى همراه با نيرومندى قيام مىكرد و آتش فتنه را خاموش و پردهء شك را با سنت صحيح پاره مىكرد . دل باطل را مىشكافت و حق را از ميان آن بيرون مىآورد و آن را از شبهه‌هاى ستيزگران رهايى مىبخشيد . همواره در راه رضاى خدا متحمل رنج مىشد . نه تيزى او كند و نه دلش سرگشته بود . هيچ گرايش و رغبتى او را از فرمانبردارى خدا بازنداشت و به هنگام سختى و ناخوشى سستى نفرمود . على راه دوست و برادر خود - پيامبر ( ص ) - را رفت و نسبت به دوست و دشمن به همان روش پيامبر رفتار كرد ، او حقيقت صبر و شكيبايى را چنان انجام داد كه هيچ كس بدان گونه انجام نداد . او بر تلخى حق و اندوه تنگدستى صبر كرد و آنچه كه بر نازپروردگان دشوار بود براى
هامش
( 1 ) بديهى است اگر منظور اسكافى جنگ با مسيلمه كذاب و سجاح و اسود عنسى و پيروان ايشان است درست است . ولى اگر منظور او همه جنگها از جمله داستان كشتن مالك بن نويره است ، تاريخ خلاف اين را مىگويد .