تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
( 1 )

گفتار آن حضرت در طعنه زدن و نكوهش پاره‌اى از زاهدان نادان كه فقط به انجام برخى از عبادات مواظبت مىكنند و منزلت علماى ربانى را خوار مىشمرند

آن حضرت در نكوهش حشويه و افراد نادان و كسانى كه بدون درايت پايبند روايت‌اند و دانشمندان را خوار و سبك مىشمرند ، پس از ستايش خدا چنين فرموده است : آنچه مىگويم بر عهدهء من و خود ضامن - درستى - آنم . آن كس كه عبرتهاى - روزگار - براى او آشكار گردد و از كيفرهايى كه پيش اوست عبرت گيرد ، پرهيزگارى او را از درافتادن در شبهه‌ها نگه مىدارد . با پرهيزگارى بنياد چيزى سست نمىشود و با يقين كشتزار كسى تشنه نمىماند و تمام خير در كسى است كه قدر خويش را بشناسد و اگر كسى قدر خود را نشناسد بر نادانى او بسنده است . ( 2 ) از دشمن‌ترين مردم در پيشگاه خداوند بنده‌اى است كه خداوند او را به خود واگذار كرده باشد . از راه راست دور افتاده و بدون دانش راهسپار باشد . هيچ دليلى ندارد و شيفتهء كلام فتنه است . و مردمى كه اندك دانشى ميان مردم فرومايهء بىاطلاع و نابينا درافكنده و خود فريب خورده به تاريكيهاى فتنه است و به روزه و نماز پرداخته است ، و مايهء به فتنه افتادن كسانى است كه به عبادت او شيفته شده‌اند . از هدايت كسانى كه پيش از او بوده‌اند بازدارنده است و كسانى را كه پس از او به او اقتدا مىكنند ، گمراه‌كننده است . مردم نمايان او را عالم مىنامند و حال آنكه يك روز را به سلامت در كسب دانش سپرى نكرده است . هر بامداد در پى فزون ساختن چيزى بوده است كه اندكش بهتر از بسيار آن است ، تا آنگاه كه از آب بدمزه و گنديده سيراب شده و دانش بيهوده اندوخته است . ميان مردم براى فتوا دادن و داورى نشيند تا عهده‌دار مشگل‌گشايى گردد . ( 3 ) اگر چيزى را به چيز ديگرى قياس كند ، خود را تكذيب نمىكند . از بيم آنكه نگويند چيزى را نمىداند ، اگر مسأله مبهم و پوشيده‌اى پيش آيد ، سخنان ياوه‌اى از انديشهء خود فراهم ساخته و حكم قطعى صادر مىكند . نادانى است كه راههاى نادانى را پويد و بر نادانى راه مىسپرد و رأى او چون تار عنكبوت است و خود نمىداند آيا رأى درست داده يا خطا كرده است . از آنچه نمىداند معذرت نمىخواهد ، و نمىتواند به طور قطع با روش علمى پاسخ دهد و بهره رساند . روايات را همچون بادى كه كاه را بر باد مىدهد زير و رو مىكند .