شوند ، بيش از آن نيست كه خداوند فرموده است « همچون آبى كه آن را از آسمان فرو فرستاديم و گياهان زمين با آن درآميخت ، سپس گياهى خشك گرديد كه بادها آن را به هر سو مىبرد و خداى بر همه چيز تواناست . » « 1 » .
( 1 ) فزون بر اين ، هيچ كس از نعمت آن در خوشى نبوده است مگر اينكه در پى بىآن اندوهى او را گلوگير شده است و اگر كسى از آسايش آن بهرهاى برده است با سختى به او پشت كرده است . باران آسايش دنيا بر كسى نباريد مگر آنكه از پى بىآن رگبار سختى بر او فرو ريخت .
دنيا درخور و شايستهء آن است كه اگر بامداد ياور كسى بود ، و شامگاه او را نشناسد . اگر كرانهاى از آن گوارا و شيرين باشد ، كرانهء ديگرش تلخ و مرگبار است . اگر كسى از طراوات آن بهرهاى برد ، از پى بىآن از گرفتاريهايش رنجى خواهد برد و اگر شبى را زير پروبال زينهارى به سر برد ، بامدادش در بيمانگيزترين بيمهاست .
( 2 ) سخت فريبندهاى است كه هر چه در آن است ، فريب است و نابودشوندهاى است كه هر كه بر آن است ، نابود شونده و سپرى است . خيرى در توشههاى آن جز پرهيزگارى نيست .
كسى كه از دنيا كمتر بهره برد ، از آنچه مايهء زينهارى اوست بيشتر خواهد داشت و هر كس كه از دنيا بهرهء بيشترى بخواهد ، براى او پايدار نخواهد بود و در اندك مدت زوال مىپذيرد . چه بسيار كس كه به آن اعتماد كرد و ناگهان او را سوگوار ساخت و چه بسيار كس كه به آن اطمينان يافت و ناگهان او را از پاى در آورد و چه بسيار حيلهگران كه دنيا نسبت به آنان حيله كرد و چه بسيار اشخاص با ابهت را كه خوار و زبون ساخت و چه متكبرانى را كه گرسنه و بينوا كرد و بسى تاج داران را كه بر خاك مذلت افكند .
( 3 ) دولت و قدرتش زودگذر و زندگىاش تيره و تار است . گواراى آن شور و شيرينى آن آميخته با تلخى و غذاى آن زهرآگين و اسباب آن پوشيده و ميوههاى آن تلخ است . زندهء آن در معرض مرگ و تندرست آن در معرض بيمارى و برافراشتهاش در معرض درهم شكستگى است . پادشاهى و توانگرى آن ربوده شده و عزيز آن شكست خورده است . آن كس كه به ظاهر در آن در امان است ، گرفتار بدبختى است و آن كس كه به آن پناه برد ، ربوده مال است .
وانگهى ، از پى اين همه سكرات مرگ و آههاى سوزناك آن و بيم رستاخيز و ايستادن در پيشگاه خداوند حاكم و عادل است « تا كسانى را كه بد كردند و به بدى ايشان مكافات دهد
هامش
( 1 ) آيه 45 سوره هجدهم - كهف .