بردبارى براى كسى كه بيازمايد . و آن را مايهء فهم كسى كه چارهانديشى كند و زيركى ورزد قرار داده است و مايهء يقين آن كس كه بينديشد و بينش آن كس كه در كار بكوشد و نشان آن كس كه نشان جويد و عبرت آن كس كه پند آموزد و رستگارى آن كس كه آن را تصديق كند و دوستى خداوند براى كسى كه راه صلاح پويد و منزلت براى آن كس كه مراقبت كند و مايهء اعتماد براى آن كس كه توكل كند و آسايش براى آن كس كه كار خود را به دو تفويض كند و سپر براى آن كس كه شكيبايى ورزد .
( 1 ) اين حقى است كه راههاى آن هدايت و صفت آن پسنديدگى و نتيجهاش بزرگوارى است . روشنترين راهها و نشانههايش رخشان و چراغهايش تابان است . پايان آن بلند مرتبت و ميدان مسابقهاش آسان است . گردآورندهء چابكسواران است كه در آن بر يكديگر پيشى مىگيرند و همچشمى مىكنند . چابكسواران آن گرامى و در عين حال عقوبت آن دردانگيز است .
راه روشن آن تصديق كردن است و كارهاى پسنديده نشانههاى آن و فقه چراغهاى رخشان آن است . دنيا جاى مسابقهء آن و مرگ پايان آن است . رستاخيز جاى فراهم آمدن و پاداش پيشى گرفتن بهشت است . نيكوكاران گزينه سواران و پرهيزگارى ساز و برگ آن است و عقوبت آن آتش دوزخ است . « 1 »
( 2 ) با ايمان به كارهاى نيكو استدلال مىشود و با كارهاى نيكو فقه آبادان مىشود و با فقه از مرگ بايد ترسيد و با مرگ دنيا پايان مىپذيرد و با دنيا رستاخيز را مىتوان محرز ساخت كه در آن بهشت براى پرهيزگاران آراسته مىشود و دوزخ براى گمراهان نمودار مىگردد .
ايمان بر چهار شعبه است : شوق ، بيم ، پارسايى و مراقبت .
( 3 ) آن كس كه مشتاق بهشت بود از شهوتها كناره مىگيرد و آن كس كه از آتش بيم داشته باشد از حرامها بازمىگردد و آن كس كه در دنيا پارسايى كند مصيبتها را سبك مىشمرد و آن كس كه مراقب - فرا رسيدن - مرگ باشد در انجام كارهاى نيك پيشى مىگيرد .
( 4 ) يقين هم بر چهار شاخه است : بينش زيركانه ، تأويل كردن حكمت ، پند گرفتن از گذشت روزگار ، و رفتن به سنت و روش پيشينيان . آن كس كه بينش زيركانه داشته باشد ، حكمت بر او روشن مىشود و آن كس كه حكمت بر او روشن شود ، عبرت را مىشناسد و آن كس كه
هامش
( 1 ) اين بخش در خطبه شماره 105 نهج البلاغه ، مرحوم فيض الاسلام و استاد دكتر جوينى و شماره 106 استاد دكتر شهيدى آمده است . در حلية الاولياء ، ج 1 ، ص 74 و قوت القلوب ، ص 407 و 382 هم آمده است و تفاوتهاى لفظى و تقديم و تأخير در جملات دارد .