تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
آنان پوشش لحد مىنهند و از خاك آنان را كفن مىپوشند و همسايگان آنان استخوانهاى پوسيده‌اند ، همسايگانى خاموش كه نه خواننده‌اى را پاسخ مىدهند و نه ستمى را بازمىدارند و نه به نوحه‌گر توجهى دارند و نه نيك و بدى به دست مىآورند ، نه به ديدار كسى مىروند و نه كسى به ديدارشان مىرود . بردبارانى هستند كه كينه‌هاى ايشان از ميان رفته است و بىخبرانى كه حسدهاى آنان رخت بربسته است . نه از ايشان بيم آزار مىرود و نه از آنان اميد يارى . گويى هرگز نبوده‌اند و همان گونه‌اند كه خدا درباره آنان فرموده است : « و اينك خانه‌هاى ايشان كه پس از آنان جز اندكى در آن ساكن نشدند و ما ارث‌برندگان بوديم » « 1 » . دل زمين را به جاى پشت آن برگزيدند و تنگنا را به جاى فراخى و غربت را به جاى زندگى با خويشاوندان و تاريكى را به جاى روشنايى برگزيدند و همان گونه كه تن و پاى برهنه به دنيا آمده بودند از آن برون شدند . همراه نتيجهء كردارهاى خود از دنيا به زندگى جاودانه و هميشگى رخت بستند و خداوند مىفرمايد : « 2 » « همچنان كه نخست آفرينش را آغاز كرديم آن را بازمىگردانيم . وعده‌اى است بر ما و همانا كه ما كنندهء اين كاريم . » « 3 » ( 1 )

گفتار آن حضرت در وصف دنيا ، هنگامى كه شنيد كسى آن را نكوهش مىكند

على عليه السلام دربارهء صفت دنيا سخنى بر خلاف اين گفتار بيان كرده است كه به راستى گفتارى شگفت‌انگيز است و دربارهء آن با فصاحت و گفتارى رسا و بينش استوار و حكمت كامل و دانش سرشار و يقين راسخ سخن فرموده است ، و اين را گفتم تا بدانيد كه او در همهء علوم سرآمد و در همهء مناقب خير مقدم است . آن حضرت شنيد كه كسى با تعصب و ستم‌ورزى دنيا را نكوهش مىكند . بر سرش فرياد كشيد و فرمود : اى كسى كه دنيا را نكوهش مىكنى ، تو بر دنيا دعوى گناه دارى يا دنيا بر تو دعوى گناه دارد ؟ آن مرد گفت : اى
هامش
( 1 ) آيه 58 سوره قصص . ( 2 ) آيه 104 سوره انبياء . ( 3 ) اين خطبه در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد و نهج البلاغه چاپ مرحوم فيض الاسلام به شماره 110 و در نهج البلاغه چاپ استاد دكتر سيد جعفر شهيدى به شماره 111 با اختلافات لفظى كم و بيش و كاستى و فزونيهايى آمده است . اين خطبه در تحف العقول ، ص 127 و هم در نسخه خطى كتاب الموفق محمد بن عمران مرزبانى درگذشته به سال 384 ق به طور كامل آمده است و بخشهايى از آن در بسيارى از كتابهاى كهن چون روضه كافى و عقد الفريد آمده است . براى اطلاع بيشتر به روشهاى تحقيق در اسناد و مدارك نهج البلاغه ، ص 122 مراجعه فرماييد .