عبرت را بشناسد ، گويى در پيشينيان است .
( 1 ) عدل هم بر چهار شعبه است : فهم ژرف ، دانش حقيقتجو ، داورى شكوفا و رخشان ، و بوستان بردبارى . آن كس كه بفهمد خلاصههاى دانش را تفسير مىكند ، و آن كس كه نيكو بداند از آبشخور حكم سيراب بازمىگردد ، و آن كس كه بردبار شود در كار خود افراط نمىكند و ميان مردم پسنديده زندگى مىكند .
( 2 ) جهاد بر چهار پايه است : امر به معروف ، نهى از منكر ، پايدارى در آوردگاهها ، و دشمنى با تبهكاران . آن كس كه امر به معروف كند پشت مؤمن را استوار كرده است ، و آن كس كه نهى از منكر مىكند بينى كافر را بر خاك مىمالد ، و آن كس كه در آوردگاهها پايدارى مىكند آنچه را بر عهدهء اوست ادا كرده است ، و آن كس كه تبهكاران را دشمن بدارد و براى خدا خشم گيرد خداوند براى او خشم مىگيرد . اين ايمان و شعبهها و اركان آن است .
گويد : آن كس كه پرسيده بود برخاست و سر على ( ع ) را بوسيد . « 1 »
ديديد كه در علم توحيد كه از همهء علوم برتر و پرمنزلتتر است . گوى سبقت از همگان ربوده است و بر همهء سخنوران تقدم يافته است و راه و روش آن را براى فراگيرندگان فراهم ساخته و آن را حجت و برهان براى پاسخ به منكران قرار داده است . و اينك اين بيان آن حضرت دربارهء ايمان است كه به صورت مجمل و مفسر اظهار داشته است ، آيا كس ديگرى را ديدهايد كه بدينسان جمع و به مردم تبليغ كرده باشد ؟ و سپس دربارهء توصيفى كه از پارسايى و تشويقى كه در آن مىكند و آنچه از دنيا و مواعظ و پندآموزى بيان داشته است بينديشيد تا بدانيد كه او پارسايى را در گفتار و كردار با يكديگر جمع كرده است . او اين علوم را با نظر درست و بحث و اعتبار كافى استنباط فرموده است و در آن راه كوشش پيامبران را انجام داده است .
( 3 )
سخن امير المؤمنين عليه السلام با نوف بكالى در ستايش پارسايان و تشويق پيروى و پيمودن راه ايشان
از نوف بكالى نقل مىكنند كه مىگفته است : شبى بيدار و مراقب على ماندم . فراوان از خيمهء
هامش
( 1 ) اين بخش از اين خطبه ضمن حكمت شماره 31 نهج البلاغه با اندك تفاوت لفظى آمده است . كلينى ( ره ) آن را در اصول كافى ، ج 1 ، ص 134 و صدوق ( ره ) در خصال ، ج 1 ، ص 656 نقل كردهاند .