تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
امير المؤمنين ! من بر آن دعوى گناه دارم . ( 1 ) فرمود : واى بر تو به چه سبب آن را نكوهش مىكنى ؟ مگر دنيا خانهء راستى براى كسى كه آن را راستگو پندارد ، نيست ؟ و مگر خانه بىنيازى و توانگرى نيست براى كسى كه از آن توشه بردارد ، و مگر خانه سلامت نيست براى آن كس كه بفهمد . دنيا مسجد دوستان خداوند و نمازگاه پيامبران و فرشتگان و جاى فرود آمدن وحى خداوند و جاى بازرگانى دوستان اوست كه در آن رحمت به چنگ مىآورند و بهشت را سود مىبرند . چه كسى مىتواند دنيا را نكوهش كند و حال آنكه بانگ جدايى و فرياد سپرى شدن برداشته است . با محنت و رنج خود از محبت براى آنان نمونه ساخت و با شادمانى خود آنان را به شوق شادى انداخت . بامداد با سلامت بازآمد و شامگاه با مصيبت ، مردمى بامداد پشيمانى آن را نكوهش كردند و گروهى ديگر آن را ستودند . با آنان سخن گفت و گفته‌اش را راست پنداشتند و آنان را يادآورى كرد و يادآور شدند . ( 2 ) اينك اى نكوهش كنندهء جهان ! و اى شيفته به نيرنگ آن ! دنيا چه هنگام و چگونه تو را فريب داد و سرگشته ساخت ؟ آيا با درافكندن نياكانت به خاك پوسيدگى ، يا به خوابگاههاى مادرانت زير خاك ؟ چه بسيار كسان كه آنان را تيمار داشتى و پرستارى كردى و آرزومند بهبودى او بودى و پزشكان را براى او مىآوردى و رنج آنان را بازگو مىكردى و به نتيجه نرسيدى و به خواستهء خود دست نيافتى . دنيا براى تو از او نمونه پرداخت و خوابگاه تو را به تو نشان داد آن هم به هنگامى كه نه گريه‌ات از تو چيزى را بازمىدارد و نه دوستانت سودى مىرسانند . « 1 »
هامش
( 1 ) اين گفتار امير المؤمنين عليه السلام با فزونى و كاستيها و تقدم و تأخر در برخى جملات به شماره 127 بخش كلمات قصار در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 18 ، ص 325 و به شماره 131 در نهج البلاغه ، ص 384 چاپ استاد دكتر شهيدى آمده است . اين گفتار امير المؤمنين در منابع بسيارى پيش از تدوين نهج البلاغه و پس از آن نقل شده است و به عنوان مثال ابن قتيبه در عيون الاخبار ، ج 2 ، ص 392 و جاحظ در البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 219 و هم در المحاسن و الاضداد ، ص 132 و بيهقى در المحاسن و المساوى ، ص 358 آورده‌اند و براى اطلاع بيشتر از منابع ديگر به مصادر نهج البلاغه و اسانيده اثر ارزشمند استاد سيد عبد الزهراء حسينى خطيب ، ج 4 ، ص 117 مراجعه فرماييد .