تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
خود بيرون مىآمد و به آسمان مىنگريست . « 1 » سپس به من گفت : اى نوف خفته‌اى يا ديده‌ات باز است ؟ گفتم : اى امير المؤمنين ، ديده‌ام باز است و امشب همهء شب تو را مىنگرم . فرمود : اى نوف خوشا بر پارسايان در اين جهان و رغبت كنندگان به آن جهان ، آنان مردمى هستند كه زمين را گستردنى خويش و خاك را بستر خود و آب را عطر خوشبوى خويش و قرآن را جامهء زبرين و دعا را جامهء زيرين خود قرار داده‌اند و آنگاه بر شيوهء عيسى مسيح ( ع ) دنيا را از خود دور ساخته‌اند دور ساختنى . اى نوف ، خداوند به بندهء خود مسيح ( ع ) وحى فرمود كه به بنى اسرائيل بگو به خانه‌هاى من جز با دلهاى پاك و ديدگان فروتن و دستهاى پالوده نيايند و به آنان بياموز كه من دعاى هيچ يك از ايشان را كه ستمى بر كسى از خلق من روا داشته باشد بر نمىآورم . اى نوف ! داود ( ع ) در چنين ساعتى از شب بيرون آمد و او كه پيامبر خداست چنين گفت : اين ساعتى است كه هيچ دعا كننده‌اى در آن دعا نمىكند مگر اينكه خداوند دعايش را مىپذيرد ، جز آنكه شاعر يا باج‌ستان يا مهتر و گزارش دهندهء كار مردم به حاكم يا خدمتگزار داروغه باشد يا دارندهء طبل و نوازنده طنبور باشد . « 2 » ( 1 )

گفتار امير المؤمنين عليه السلام در حذر كردن از دنيا و شيفته نشدن به روى آوردن آن و اندوه نخوردن بر پشت كردن آن

و على عليه السلام چنين فرموده است : اما بعد ، همانا كه شما را از دنيا بيم مىدهم كه شيرين و سرسبز و آكنده و پيچيده در خواسته‌هاى نفسانى است . با نعمتهاى زودگذر دوستى مىورزد و با آرزوها آباد مىگردد و با غرور و فريب آراسته مىكند . شادى آن پايدار نمىماند و از اندوهش زينهارى نيست . بسيار فريب زيان‌بخش است . دگرگون‌شوندهء ناپايدار و فانىشوندهء بر كنار زننده است . شكم بارهء تباه‌كننده است ، و هرگاه با آرزوى رغبت كنندگان دمساز گردد و بدان خشنود
هامش
( 1 ) به تاريخ بغداد ، ج 7 ، ص 162 ضمن شرح حال جعفر بن مبشر معتزلى مراجعه كنيد كه همين گونه آمده است و با عبارت نهج البلاغه اندكى تفاوت دارد . ( 2 ) به شماره 104 كلمات قصار نهج البلاغه آمده است و در نهج البلاغه گفتار مسيح ( ع ) نيست ولى در تاريخ بغداد هست ، در متون بسيار كهن كه معاصر اسكافى تأليف شده است نيز آمده است ، مثلا در عيون الاخبار ، ج 6 ، ص 353 و براى اطلاع بيشتر به روشهاى تحقيق در اسناد نهج البلاغه ، ص 298 مراجعه فرماييد .