تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
( 1 ) و سپس فرموده است : پروردگارا منزهى و چه بسيار بزرگ است آنچه كه ما از آفرينشهاى تو مىبينيم و در عين حال در مقايسه با قدرت تو ، همين بزرگى چه كوچك است ، و آنچه از ملكوت تو مىبينيم ، بسيار بزرگ است . در عين حال در مقايسه با آنچه كه از ملكوت تو بر ما پوشيده است بسيار كوچك است . اين نعمت تو در اين جهان چه بسيار فراگيرنده است و همين نعمت در قبال نعمتهاى تو در آن جهان بسيار اندك است ، و ما را نرسد كه از قدرت و چيرگى تو در قبال آنچه كه از آن بر ما پوشيده است توصيفى داشته باشيم . بينش ما از آن فروتر است و خرد و انديشهء ما از آن كمتر . هر كس بينش و شنوايى خود و تمام انديشهء خويش را به كار برد كه - بخواهد بفهمد - خلق را چگونه پديد آورده‌اى و عرش را چه سان برپا داشته‌اى و چگونه آسمانها را در هوا آويخته‌اى و چگونه زمين را گسترده‌اى ، نگاهش خيره و شنوايى او آشفته و عقلش سرگشته و انديشه‌اش سرگردان مىشود . « 1 » چگونه ممكن است شأن تو در نظر آن كس كه تو را مىشناسد و عظمت آفرينش تو را مىبيند ، آن چنان كه دلش آكنده مىشود و خردش مبهوت مىگردد ، بزرگ نباشد . آرى ، كه خدايى جز تو نيست و در پادشاهى تو انبازى نيست ، و آرى كه هيچ چيز تو نيست و تو خود شنواى بينايى . ( 2 ) اينك دربارهء توصيف على ( ع ) از توحيد بينديشيد ، خواهيد ديد كه گفتار او اساس گفتار همهء متكلمان است و آنان گفتار على را زير بناى اصلى مطالب خود قرار داده‌اند و نيازمند اويند ، و آيا كسى را پيدا مىكنيد كه صفت توحيد را رساتر و بهتر از اين گفته باشد و عظمت و بزرگى و قدرت خداوند را بيان كرده باشد ؟ و آيا كسى را مىشناسيد كه در اثبات وجود صانع و يگانگى به پاره‌اى از مطالب على ( ع ) استدلال نكرده باشد ؟ دربارهء گفتار على درست بينديشيد تا بدانيد كه همهء متكلمان در بيان توحيد و بحث و استدلال با ملحدان نيازمند اويند و همهء سخنوران در سخنرانيهاى خود سخن را به او برمىگردانند و با سخن او براى اثبات ادعاى خود يارى مىطلبند . بدين گونه برترى او در علم توحيد از همگان روشن مىشود ، وانگهى ، او را فضيلت استنباط علوم قرآنى و راسخ بودن در آن و فضيلت استادى و پاداش استادان مسلم است .
هامش
صورت در نهج البلاغه نيامده است . ( 1 ) بخشى از اين خطبه ضمن خطبه شماره 109 و بخش ديگرى ضمن خطبه شماره 160 در نهج البلاغه چاپ استاد دكتر سيد جعفر شهيدى و ضمن خطبه 159 نهج البلاغه مرحوم فيض الاسلام آمده است . كلينى در اصول كافى ، ج 1 ، ص 136 و زمخشرى در باب اليأس و القناعه ربيع الابرار نيز آورده‌اند .