( 1 ) و اگر اعتراضكننده جبرى مذهب باشد ، حجت بر او تمامتر است ، زيرا نمىداند كه اگر ابو بكر بيشتر زنده مىماند ، سرانجامش چه مىشد . از كجا مىداند كه اگر زنده مىماند كافر نمىشد ، زيرا به اعتقاد شخص جبرى مذهب مانعى ندارد كه خداوند او را گرفتار زبونى و بدى كند و از همان باقىماندهء ايمانش به كفر منتقل سازد . بر فرض كه زنده مىماند و بر طاعت فضيلت خويش مىافزود اينك كه زنده نمانده است ، نمىتواند در قبال كارى كه نكرده است و براى انجام دادن آن زنده نمانده است افضل باشد . به هر حال و مصلحت ، خداوند از على بن ابى طالب به لطف خود حمايت و او را نگهدارى فرموده است و اين گونه مصائب را از او دفع كرده است و در نتيجه سوابق پسنديدهء مهاجران نخستين و آثار پيشينيان براى او فراهم آمده است و فضائل تابعين را هم خداوند براى او به حد كمال رسانده است و دين را در آغاز و پايان به او عزّت بخشيده است . هدايت شده و رهنما و پاك و پاكيزه بوده است . آيا سزاوار است كه در فضيلت چنين كسى كوتاهى شود ؟ و آيا ممكن است كسى چون على بن ابى طالب را كنار زد و كسى را بر او مقدم داشت . به خدا سوگند اگر خواستهء دل و تعصب يك سو نهاده شود و بينش و انصاف به كار آيد بر هيچ جويندهء حقيقتى ، فضيلت على بن ابى طالب بر افراد بشر پوشيده نمىماند .
( 2 ) و به خدا سوگند همان كسى هم كه اهل نظر و بينش نيست و از اخبار تقليد مىكند ، اگر هواى دل را كنار نهد ، هرگز كسى را بر على بن ابى طالب مقدم نمىدارد كه مناقب مشهور او در خبر و حديث بسيار است . آيا جاى شگفتى نيست كه او را با توجه به برادرى او با رسول خدا ( ص ) كه از ميان همهء مردم فقط او را به برادرى خود برگزيده است ، پرفضيلتترين افراد بشر ندانيم ؟ آيا گمان مىكنند پيامبر ( ص ) بدون سبب و بدون در نظر گرفتن قرب منزلت او را به برادرى برگزيده است ؟ آيا گمان مىبرند پيامبر ( ص ) در اين اختيار خود به هر جهتى كه باشد كوتاهى فرموده است و با بىخبرى كسى را به برادرى خود برگزيده است كه ديگرى براى آن كار شايستهتر و در پيشگاه خداوند بافضيلتتر بوده است ؟ چگونه افراد بينا با اين موضوع كه هيچ شبهه و اشكالى در آن نيست قانع نمىشوند و از ما شرح و تفسير مىخواهند و مىپرسند تا براى آنان روشن شود كه برادرى على براى پيامبر به سبب فضيلت او بر غير بوده است و حال آنكه منزلت على در نظر رسول خدا به فرمودهء خود او منزلت هارون نسبت به موسى است ، آيا اين براى تقدم او نبوده است .
خطاى آن كس كه در اين باره از ما مىپرسد و پاسخ مىخواهد بسيار روشن است كه از اخبار واضح مىشود و هر كس علوم حديث را بداند به همين نتيجه رسيده است .
المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 206
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٢٠٦