( 1 ) صبر و پايداريش چنان بود كه هرگاه گرسنگى او را سخت بىتاب مىكرد بيرون مىآمد و در قبال مشتى خرما به مزدورى آبيارى مىپرداخت و آن مشت خرما براى رفع گرسنگى خودش بس نبود . با وجود آن هرگاه همان مزد خود را مىگرفت آن را تنهايى نمىخورد و به حضور پيامبر ( ص ) كه در گرسنگى همانند او بود مىآمد و هر دو در خوردن آن شريك مىشدند . « 1 » انجام اين گونه كارها براى كسى ديگرى جز او فراهم نيست . ارزش پيراهنش فقط سه درهم بود و نفقهء خود را همواره از دسترنج خويش فراهم مىكرد . روزى شمشيرش را بيرون آورد و گفت : چه كسى اين را از من مىخرد كه اگر بهاى جامهاى را كه بايد بخرم مىداشتم ، آن را نمىفروختم . « 2 » آيا كسى از صحابه را ديدهايد كه به اين منزلت رسيده باشد ؟
و چون از جنگ جمل فارغ شد ، نخست سران محلهها را احضار كرد . گفتند : براى اينكه آنان را بكشى ؟ سپس كارگزاران را احضار فرمود . گفتند : براى اينكه آنان را بكشى ؟ فرمود :
شما مىخواهيد مرا از خدا بيم دهيد ، اين پيراهن من بافتهء همسر من است و هزينهام در آستين من است و به خدا سوگند اگر فزون از درآمد و غير از درآمد خود خرج كنم از ستمگران خواهم بود . « 3 »
( 2 )
نمونههاى درخشان از پارسايى و فروتنى او ، و گفتارش در وصف شيعيان كامل و ياران رسول خدا ( ص ) ، و ارزش جامههايى كه از او بازماند
روايت است كه گروهى پيش عمر بن عبد العزيز دربارهء پارساترين ياران پيامبر ( ص ) گفتگو مىكردند . برخى گفتند عمر بن خطاب و برخى گفتند ابو ذر . عمر بن العزيز گفت : پارساترين همهء مردم على بن ابى طالب بوده است . « 4 » و چگونه على پارساترين نبوده است كه روزى براى
هامش
است . احمد محمد شاكر كه در حاشيه حديث 1135 مسند احمد بن حنبل آن را از مجمع الزوائد هيثمى ، ج 41 ، ص 97 هم نقل كرده است . به ترجمه امير المؤمنين از تاريخ دمشق ، ج 3 ، ص 189 و حواشى مصحح گرامى مراجعه شود .
( 1 ) با سندى ديگر در الموفقيات ، چاپ بغداد ، ص 373 و كتاب الجوع ابن ابى الدنيا ، نسخه ب ، ص 2 آمده است .
( 2 ) ابن عساكر در ترجمه امير المؤمنين از تاريخ دمشق ، ج 3 ، ص 189 آمده است .
( 3 ) به توضيحات مصحح محترم ذيل خطبه 127 نهج السعادة ، ج 1 ، ص 413 مراجعه فرماييد .
( 4 ) ابن ابى الدنيا در حديث شماره 96 و شماره بعد مقتل امير المؤمنين ، ص 14 آن را از قبيصة بن جابر نقل مىكند و هم از مجالد نقل كرده است . ابن عساكر هم در حديث 1254 بخش ترجمه امير المؤمنين ( ع ) تاريخ دمشق ، ج 3 ، ص 202 آورده است ، احاديث بيش از آن هم درباره زهد آن حضرت است .