كردهاند ، جايگاه آنان بهشتهاست ، پيشكشى به آنچه عمل كردهاند اما آنان كه نافرمانى كردهاند ، جايگاه ايشان آتش است « 1 » . و هرگاه مالى از مسلمانان پيش او جمع مىشد آن را بر آنان انفاق مىكرد و به اين بيت تمثل مىجست :
هذا جناى و خياره فيه * و كل جان يده الى فيه
اين چيدههاى من است و گزيدههاى آن هم در آن است و حال آنكه هر چيننده دست به سوى دهان دارد . « 2 »
( 1 )
سخن دربارهء نمودارهايى استوار از برترى و بزرگى و فروخوردن خشم و صبر على ( ع )
از لحاظ فروخوردن خشم و صبر و شكيبايى او بر كارهاى دو خليفه - ابو بكر و عمر - و مشاركت پسنديده و رايزنى ستودهء او در مواردى كه آن دو به هنگام ناتوانى و گرفتارى به او مراجعه مىكردند ، به درجهاى رسيده است كه خود ديده و دانستهايد ، و به خوبى مىدانيد كه آن دو در موضوع عقد خلافت با او رايزنى نكردند ، نه او را والى ولايتى كردند و نه قطعه زمينى در اختيارش نهادند و از سوى ديگر خود به خوبى مىدانيد كه از حرص مردم بر ولايت و حكمرانى چه چيزها كه آشكار نشد و چه رغبتى فراگير كه پديدار نگشت و من اين حقايق را براى شما يادآورى مىكنم تا بدانيد خشم و خشنودى على بن ابى طالب جز براى خدا نبوده است . آرى هرگاه نافرمانى خدا مىشد ، خشم مىگرفت و هرگاه از خدا فرمان برده مىشد ، خشنود مىگشت و در مورد چيزى كه مايهء الفت بود تسليم مىشد و همواره بر وحدت كلمه يارى مىداد ، و در بقيه امورى كه مربوط به خودش بود از هر ناخوشايندى خشم خود را فرو مىخورد ، مگر آنكه به دين و آيين صدمه بخورد كه ياراى تحمل نداشت . ( 2 ) همسر گراميش دربارهء فدك با ابو بكر و عمر منازعه كرد و على ( ع ) خود گواه ادعاى همسرش بود ، ولى سودى نبخشيد و هنگامى كه حكم ابو بكر و عمر در آن باره آشكار شد ، على بر تلخى حق شكيبايى فرمود و چون خود به حكومت رسيد ، فدك را به
هامش
( 1 ) اسباب النزول ، ص 235 و تفسير برهان ، ج 3 ، ص 283 مراجعه فرماييد .
( 2 ) به ابن اثير ، النهاية فى غريب الحديث و الاثر ، ج 1 ، ص 309 مراجعه فرماييد كه در اين باره توضيح داده است كه على عليه السلام از اموال مسلمانان پالوده دست بوده است .