درستى و استوارى در آنها هيچ ترديدى نيست . كجا اين حديث قابل مقايسه با گفتار رسول خدا ( ص ) است كه دربارهء على فرموده است : « هر كس على را بيازارد ، بدون ترديد مرا آزرده است و هر كس مرا بيازارد همانا كه خدا را آزرده است . » « 1 » و اين كه فرموده است : « و هر كس از من جدا شود ، از خدا جدا شده است و آن كس كه از على جدا شود ، از من جدا شده است . » « 2 » و اين گفتار پيامبر ( ص ) در مورد ذو الثدية كه فرموده است : « او را بهترين امت من ، پس از من خواهد كشت » « 3 » و حديث مرغ بريان كه فرموده است : « پروردگارا محبوبترين خلق خود را پيش من بياور كه با من از اين مرغ بخورد و على آمد و همراه پيامبر از آن خورد » « 4 » .
( 1 ) اگر بخواهيم تمام اخبارى را كه دربارهء مناقب و فضائل على آمده است و دليل بر تقدم فضيلت اوست بياوريم سخن به درازا مىكشد و فقط براى متوجه ساختن شما به اشتباه خودتان و اينكه بدون حجت و دانش از خواستههاى نفسانى خود پيروى مىكنيد ، شمار اندكى از آن را آورديم و اگر مىخواهيد در آنچه ما گفتيم فزونتر از آنچه خود روايت كرديد و گفتيد به هدايت برسيد ، خود در آنچه در شأن على روايت كردهايد ، درست بينديشيد كه اگر با دقت در آن بينديشيد يكى از اين احاديث كه آن را بررسى كرديم ، بسنده و دليل خواهد بود .
هامش
( 1 ) اين حديث را حافظ حسكانى به شماره 775 در شواهد التنزيل ، ج 2 ، چ 1 ، ص 93 در تفسير آيه 57 سوره سى و سوم - احزاب - آورده است ، ابن عساكر هم ضمن حديث شماره 494 در بخش ترجمه امير المؤمنين عليه السلام ، ج 1 ، چ 2 ، ص 42 آن را با طرق فراوان آورده است و ما آن را از مصادر ديگرى هم در حاشيه همان صفحه نقل كردهايم .
( 2 ) اين حديث هم داراى مصادر بسيارى است از جمله احمد بن حنبل در حديث شماره 85 باب فضائل امير المؤمنين مسند خود و طبرانى در بخش مسند ابن عمر در المعجم الكبير ، ج 3 ، ص 206 و حاكم نيشابورى در المستدرك ، ج 3 ، ص 123 و حافظ ابن عساكر در حديث 795 از بخش زندگى امير المؤمنين عليه السلام در تاريخ دمشق ، ج 2 ، ص 268 و جاحظ عثمانى در العثمانية ، چاپ مصر ، ص 134 آوردهاند .
( 3 ) در مصادر بسيار و با اسناد مختلف آمده است از جمله مدائنى در كتاب صفين خود از قول عايشه آورده است ، به شرح خطبه 36 در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد و جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ترجمه به قلم اين بنده ، نشر نى ، تهران ، 1367 ش ، ص 380 مراجعه فرماييد .
( 4 ) اين حديث در حد تواتر است و برخى از دانشمندان تأليفى جداگانه در اين باره فراهم آوردهاند ، ابن عساكر آن را به 34 طريق در تاريخ دمشق ، ج 2 ، ص 59 - 105 و مصحح محترم به 90 طريق آن را آوردهاند .