و ستيز با او پيوسته به ستيز با خداوند و پذيرش ولايت او پيوسته به پذيرش ولايت پروردگار است ، همان گونه كه دربارهء پيامبر ( ص ) اين چنين است . ( 1 ) ما دربارهء مدلول اين حديث توضيح داديم كه نظر شما را متوجه حق سازد و بدانيد كه دقت كردن در اين حديث نشان دهندهء اين است كه پيامبر ( ص ) با اين حديث خواسته است منزلت على ( ع ) را از همهء مؤمنان متمايز سازد و به ايشان اعلام كند كه برترى منزلت و تقدم على بر آنان همچون منزلت خود پيامبر ( ص ) است . بنابراين دربارهء اين حديث درست بينديشيد تا بفهميد كه دلائل آن تا چه اندازه روشن و حجت آن تا چه اندازه مؤكد است و از جهت همهء اسباب و معانى حديثى قوى است . وانگهى ، دربارهء گفتار عمر هم بينديشيد كه چون اين حديث را از پيامبر ( ص ) شنيد ، خطاب به على گفت : بهبه براى تو اى پسر ابو طالب ! كه داراى ولايت بر من و بر هر مرد و زن مؤمن شدى .
( 2 ) اين حديثى است كه پارهاى از آن پارهء ديگر را تأييد مىكند و همهء اجزاء آن گواهى بر يك چيز مىدهد و تحريف شك كنندگان و مقصران را نابود مىسازد و سخن اهل دانش و يقين را استوار مىسازد . گروهى هم گفتهاند « 1 » كه معنى اين حديث فقط دربارهء ولايت است و
هامش
( 1 ) استاد محترم در پابرگ چنين افزودهاند : پيش از مردم ، پروردگار جهانيان به پيامبر خود در قرآن چنين فرموده است :
« اى پيامبر آنچه را كه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است تبليغ كن و اگر چنان نكنى رسالت او را نرساندهاى » - آيه 67 سوره مائده - و واحدى در كتاب اسباب النزول ، ص 150 از ابو سعيد خدرى روايت مىكند كه اين آيه در غدير خم در شأن على بن ابى طالب نازل شده است . حافظ حسكانى ضمن اين حديث در شواهد التنزيل ، ص 250 - 247 از قول صحابى معروف عبد الله بن ابى اوفى و هم از قول حضرت باقر ( ع ) و از جابر بن عبد الله و عبد الله بن عباس كه هر دو از اصحاب هستند ، نقل مىكند كه مىگفتهاند خداوند به پيامبر فرمان داد كه على را به ولايت بر مردم منصوب كند و آنان را از اين موضوع آگاه فرمايد . پيامبر ( ص ) ترسيد كه در اين مورد طعنه زنند و بگويند اين كار را به سبب دوستى پسر عمويش انجام داده است . خداوند به آن حضرت همين آيه را نازل فرمود و رسول خدا ( ص ) روز غدير خم بر آن كار اقدام فرمود .
سيوطى هم در تفسير الدر المنثور از قول حافظ ابن مردويه و ابن عساكر با اسناد آنان از قول ابو سعيد خدرى نقل مىكند كه مىگفته است : هنگامى كه رسول خدا ( ص ) به روز غدير خم على را به ولايت گماشت جبريل عليه السلام اين آيه را نازل فرمود كه « امروز آيين شما را به حد كمال رساندم » .
همين موضوع را حافظ حسكانى هم ضمن حديث 211 و احاديث بعد از آن در شواهد التنزيل ، ج 1 ، ص 157 آورده است . ابن عساكر هم در تاريخ دمشق ، ج 2 ، ص 85 همين گونه نقل كرده است . خطيب و حافظ حسكانى و ابن عساكر و ابن كثير و خوارزمى و ابن مغازلى با سندهاى مختلف از ابو هريره نقل مىكنند كه مىگفته است : هر كس روز هيجدهم ذيحجه را روزه بدارد ، پاداش شصت ماه روزه براى او خواهد بود . روز هيجدهم ذيحجه ، روز غدير خم است كه پيامبر ( ص ) دست على را گرفت و فرمود : آيا من ولىّ مؤمنان نيستم ؟ گفتند : آرى اى رسول خدا كه چنين است . فرمود :
هر كه را من مولاى اويم على مولاى اوست . عمر بن خطاب گفت : اى پسر ابو طالب ! بهبه براى تو كه مولاى من و مولاى هر مسلمانى شدى و خداى عز و جل اين آيه را نازل فرمود كه « امروز آيين شما را براى شما به كمال رساندم » .
حافظ حسكانى ضمن حديث شماره 211 و خوارزمى در فصل 14 مناقب و فصل 4 مقتل ، ج 1 ، ص 47 از ابو هارون