تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
نهاده‌ام كه تو برادر و دوست منى . « 1 » و ميان همهء ياران رسول خدا هيچ كس به اندازه على شبيه به پيامبر و شايسته برادرى با آن حضرت نبوده است ، على از آن سبب كه بر همگان مقدم بوده است ، سزاوار به برادرى با رسول خدا گرديده است . بنابراين برادرى او بر برادرى ديگران از اين جهت برترى دارد كه خود بر ديگران برترى داشته است . ( 1 )

حديث غدير كه ميان مسلمانان به حد تواتر رسيده است و قطعه‌اى از خطبه‌اى است كه پيامبر ( ص ) آن را در محل غدير خم ايراد فرموده است و ضمن آن منزلت على ( ع ) را در نظر خود براى مردم اعلام داشته است و او را نشانهء هدايت مردم و پناهگاه ايشان پس از رحلت خود دانسته است

پس از موضوع برادرى ، گفتار رسول خدا ( ص ) در غدير خم كه فرموده است : « من كنت مولاه فعلى مولاه » - هر كه را من مولاى اويم ، على مولاى اوست - براى روشن ساختن موضوع براى مردم و نشان دادن درجهء تقرب على به آن حضرت است تا مردم بدانند كه هيچ منزلتى به پيامبر نزديك‌تر از منزلت او نيست . و اگر كسى بگويد پيامبر ( ص ) اين موضوع را دربارهء ولاء نعمت فرموده‌اند و معنى اين حديث دربارهء زيد بن حارثه است كه ميان او و على مشاجره‌اى پيش آمد و على مدعى ولايت بر زيد بن حارثه بود و زيد آن را منكر بود و چون اين خبر به اطلاع پيامبر ( ص ) رسيد ، فرمود : « هر كه را من مولاى اويم على مولاى اوست » و مربوط به ولاى عتق مىشود ، « 2 » ( 2 ) مىگوييم اين موضوع كه شما پنداشته‌ايد
هامش
( 1 ) اصل اين حديث مورد قبول همه فرقه‌هاى مسلمانان است و در كتابهايى فزون از شمار آمده است . در اين باره براى نمونه و اطلاع از پاره‌اى از منابع به فضائل الخمسة ، ج 1 ، ص 333 - 318 مراجعه شود كه استاد فقيد فيروزآبادى ( ره ) آن را از حدود بيست كتاب از كتب اهل سنت استخراج كرده است و به ترجمه امير المؤمنين عليه السلام ، ج 1 ، ص 117 از تاريخ دمشق ، كه به اهتمام مصحح محترم همين متن تصحيح و چاپ شده است مراجعه شود كه مصحح محترم آن را از معجم طبرانى و فرائد السمطين هم استخراج كرده‌اند و كسانى كه مايل باشند مىتوانند به متن المعيار و الموازنة ، ص 209 هم مراجعه فرمايند كه استاد محترم حاج شيخ محمد باقر محمودى توضيحات ديگرى هم داده‌اند و گفته‌اند كه در برخى از طرق و اسناد اين حديث فزونيهاى جعلى ديده مىشود كه از آن جمله صورتى است كه در فرائد السمطين ، ج 1 ، ص 121 - 112 آمده است . ( 2 ) محقق و مصحح محترم نوشته‌اند ، در مورد اختلاف زيد بن حارثه با امير المؤمنين و اين موضوع كه اسكافى نوشته است به هيچ منبعى و سندى دست نيافته‌اند . ابو جعفر اسكافى هم آن را براى اينكه رد كند و نادرستى آن را ثابت كند آورده