تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
« اى سرزنش كنندگان ! على در دين و آيين خود كسى از خلق را داور قرار نداده است . او قرآن را داور قرار داده و شايستهء او همين است كه قرآن را داور قرار دهد . او داناترين مردم به كتاب و سنت است و خداوند توفيق را به او الهام مىفرمايد . او داورى با دشمن را در جنگها به خدا واگذار كرد و خود مهاجرى بسيار راستگو بود . » ( 1 ) اين نمونه‌اى از گرفتارى و روش پسنديدهء او در جنگهاست و از همهء مردم متمايز است و بر همهء كسانى كه روزه مىگيرند و نماز مىگزارند مقدم است و نمىتوانند مدعى شوند كه چيزى از اين گرفتاريها براى ابو بكر اتفاق افتاده است . بيشترين چيزى كه دربارهء ابو بكر ادعا مىكنند ، گرفتارى او به داستان ردّه است . كجا مىتوان گرفتارى و قيام ابو بكر در جنگ رده را كه بسيار روشن است و در واقع گرفتارى همهء مسلمانان بوده است و همگى در آن شريك بوده‌اند با گرفتارى على با عايشه مقايسه كرد كه همه كارها را به شبهه انداخت و مردم هم از آن زن فرمانبردارى كردند . يا گرفتارى على با زبير را كه از اصحاب معروف پيامبر و از دليران نامدار بوده است و گرفتارى او با طلحه را و اينكه طلحه با سخنرانيهاى خود و با توجه به سابقهء خويش كارها را بر همگان مشتبه مىساخته است و گرفتارى با افراد ديگرى از خاصه و عامه كه آن را نقل كرده‌ايم . وانگهى ، در گرفتارى ابو بكر چنان بود كه پس از آن همگان از او فرمانبردار بودند و حال آنكه گرفتارى على با ستيزگران با خود چنين نبود . ابو بكر در ميدان جنگ حاضر نشد و به تن خويش عهده‌دار اداره امور جنگ نگرديد و اين على بود كه او را در تدبير كار جنگ يارى مىداد و چون ابو بكر در هيچ يك از جنگهاى روزگار حكومت خود عهده‌دار جنگ نبوده و تدبير آن را هم به تنهايى انجام نمىداده است چندان فضيلت و حق تقدمى نداشته است و حال آنكه على در آوردگاهها به تن خويش عهده‌دار تدبير بوده است و با دليرى و نيروى خود تا قلب لشكر دشمن پيش مىرفته است و كژى و كاستى همهء اردوگاهها را بر طرف مىساخته است . نه همانندى داشته كه او را يارى دهد و نه وزير و مشاورى كه در آن كار با او شركت كند . ( 2 ) خدايتان رحمت كناد ، آرام گيريد تا چه هنگام شما گروه مرجئه و معتزله در خطاى خود ستيز مىكنيد و تا چه اندازه مىخواهيد با ايراد شك و شبهه بهانه آوريد و معتقد به توقف باشيد . و اما شما افرادى كه خود را منسوب به حديث و روايت مىدانيد و به خيال خود اخبار پيامبر ( ص ) را بر مىشماريد ! اين را مىدانيم كه شما را بهره‌اى در استنباط معرفت نيست و از خود انديشه‌اى نداريد كه شما را به احتجاج وادارد و بينشى نداريد كه مدعى مقامى استوار در علم باشيد و مىتوان شما را با آنان مقايسه كرد و نمىتوانيد بگوييد