تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
در حال جنگ باشند ( 1 ) و با اقدام به جنگ بر ترديد آنان بيفزايد و خود به تنهايى همراه گروهى اندك به جنگ رود و بدون اينكه دشمن را از پاى درآورد و به آرزوى خود برسد ، موجب نابودى خود و همراهانش و در نتيجه سبب تقويت دشمن گردد و آيين ترك مخاصمه را رعايت نكند و حجت خدا را خاموش گرداند و موجب تبديل نادانى به كفر و شيفتگى گردد ، يا آنكه با آن قوم به سبب آن كه شمار يارانش بسيار اندك بوده‌اند ترك مخاصمه كند و با ياران خود كه در حال پراكندگى و گرفتار شبهه و ترديد بوده‌اند مدارا فرمايد ، تا گمراهان و سرگشتگان آنان را به حقيقت راهنمايى و زنده سازد و افراد ضعيف را تقويت كند و افراد داناتر را در اعتقاد خود پايدارتر سازد . كداميك از اين دو شيوه كار به هدايت نزديك‌تر و از خطا دور تر است ، « 1 » و خداوند متعال فرموده است : « هر كس تنى را زنده سازد ، چنان است كه همهء مردم را زنده كرده باشد و هر كس تنى را بكشد چنان است كه همهء مردم را كشته باشد » « 2 » . و حضرت ختمى مرتبت به على فرموده است : « اى على ! اگر كسى را از گمراهى نجات‌بخشى براى تو بهتر است از دنيا و هر چه كه بر آن آفتاب بتابد » « 3 » . ( 2 ) و مىدانيد كه اگر على در اثر پيشروى خود در جنگ و پافشارى در آن كشته مىشد ، هيچ كس سنت چگونگى پذيرش صلح و ترك مخاصمه را نمىدانست و جواز داورى همچنان تا روز رستاخيز در شبهه باقى مىماند و هيچ كس به دليل آن پى نمىبرد . على عليه السلام آيين داورى را روشن ساخت و توفيق يافت دوازده هزار تن را از گمراهى و سرگردانى كه دامنگير آنان شده بود رهايى بخشد . ترديدى باقى نمىماند كه آنچه او انجام داده است به صواب نزديك‌تر و براى دين بهتر و موجب رضايت خداوند و از خطا دور تر بوده است . ( 3 ) خوارج وارد كوفه شدند . صعصعة بن صوحان پيش آنان رفت و گفت شما را سوگند مىدهم كه از اين پس مايهء ننگ قرآن‌خوانان نباشيد . پس از آن امير المؤمنين فرمان حركت براى جنگ با شاميان را داد و در همين باره شاعر چنين سروده است :
هامش
( 1 ) امير المؤمنين عليه السلام ضمن احتجاج خود با خوارج و ديگران مكرر فرموده است تا آنجا كه بتواند جنگ با مردم را به تأخير مىاندازد تا لطف و رأفت خود را بر آنان ثابت كند . به خطبه‌هاى شماره 54 و 120 نهج البلاغه مراجعه شود كه خود بيشتر توضيح داده است . ( 2 ) برگرفته از آيه 32 سوره پنجم ، مائده با تقديم و تأخير است . ( 3 ) احاديث ديگرى هم به همين معنى آمده است كه ابن عساكر آنها را به شماره 227 از ترجمه امير المؤمنين در تاريخ دمشق آورده است ، به جلد دوّم كتاب ، صفحه 182 و صفحات بعد كه به اهتمام مصحح محترم منتشر شده است ، مراجعه فرماييد .