تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
بر عهدهء مردم نهاده و در آن باره بايد دقت كرد و نگريست ، براى مردم محفوظ است . و آنچه كه حكم خدا در آن نافذ است مردم نمىتوانند آن را رد كنند و بر عهدهء ايشان است كه آن را اجرا كنند . همچنين اجراى فرمان جنگ با ستمگران و شورشيان بر عهدهء آنان است . « 1 » ابن عباس گفت : اين شما بوديد كه ترك مخاصمه كرديد و در خود شك راه داديد . ما كه چنين نكرديم . آنچه كه خوارج در مورد زناكار مدعى شده‌اند شبيه به مسألهء داوران نيست ، زيرا در حرام بودن زنا هر كس كه به نماز اقرار داشته باشد هيچ شك و ترديد ندارد . جارى ساختن حد زنا فقط بر كسى واجب مىشود كه از زنا آگاه باشد و حكم آن را بشناسد . تحريم زنا بر طبق سنت واجب است و ما مدعى و بر آن هستيم كه بر كسى هم كه از تحريم زنا آگاه نباشد يا مدعى شبهه در آن بشود ، بايد حد جارى كرد . اما حكم خدا دربارهء اهل ستم به اعتقاد ما و اعتقاد ايشان بدين گونه نيست . بر فرض كه زناكار از اجراى حد بر خود جلوگيرى و اعلام جنگ كند و مدعى شبهه شود ، مردم به اختلاف مىافتند و اين هم قابل قياس با آنچه معاويه كرده است و داورى در جنگ صفين نيست ، زيرا در صورتى كه زناكار بدون هيچ دليلى منكر حد شود ، مرتد خواهد بود و اگر تصور كند كه زناكار نيست و در آن شبهه كند و در نتيجه منكر لازم بودن اجراى حد شود ، در واقع منكر زناكار بودن خود شده است ، همان گونه كه معاويه با ايجاد شبهه منكر آن شده است كه سركش و خروج‌كننده بر امام است . در اين صورت اعتقاد هر دو گروه يكى است و حكم در آن مورد واحد است . « 2 » ( 1 ) و گفته‌اند ابن عباس به خوارج گفته است : خداوند مىفرمايد « دو داور عادل از شما بر آن حكم كنند » « 3 » ، و خوارج به او پاسخ داده‌اند آيا عمرو عاص و ابو موسى در نظر تو عادل هستند كه اين آيه ميان ما مصداق پيدا كند ؟ و اگر عمرو عاص عادل باشد ما عادل نيستيم . ابن عباس به آنان گفت : خداوند متعال فرموده است « داورى از خاندان زوج و داورى از خاندان زن برگزينيد » « 4 » ، بر فرض كه زن يا داورش يهودى باشند ، آيا داورى آنان با اينكه عادل نيستند پذيرفته نيست ؟ « 5 » ( 2 ) اما سخن و ادعاى خوارج دربارهء ترك مخاصمه ، حقيقت اين است كه خداوند متعال پس از به قدرت رسيدن اسلام و برترى يافتن مسلمانان بر دشمن خود ، ترك مخاصمه را از
هامش
( 1 ) اين گفتگو و احتجاج ابن عباس را كه به صورتهاى مختلف نقل شده است . ابن عساكر برخى از آنها را در ترجمة امير المؤمنين ، ج 3 ، ص 150 آورده است . ( 2 ) اينها اعتراضهاى اسكافى بر خوارج است . ( 3 ) بخشى از آيه 95 سوره پنجم - مائده . ( 4 ) بخشى از آيه 35 سوره چهارم - نساء . ( 5 ) براى اطلاع بيشتر به ترجمه اخبار الطوال ، ص 254 و ترجمه نهاية الارب ، ج 5 ، ص 210 هم مراجعه فرماييد .