تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
دربارهء آنچه به تو گفته مىشود درست بينديش . « 1 » ( 1 ) به هر حال عهدنامه نوشته شد و مردم كشتگان خود را به خاك سپردند ، و عراقيان كه پيش از آن همچون برادران بودند ، خشمگين و كينه‌توز نسبت به يكديگر برگشتند و برخى ، برخى را دشنام مىدادند . آنگاه معاويه ، عمرو عاص را همراه چهارصد تن از مردم شام به ناحيهء دومة الجندل گسيل داشت . على ( ع ) هم چهارصد تن را گسيل فرمود و شريح بن هانى را به فرماندهى آنان و عبد الله بن عباس را براى پيشنمازى منصوب فرمود و ابو موسى اشعرى هم همراه آنان بود . همين كار امير المؤمنين هم كه شريح را به فرماندهى و ابن عباس را براى امامت در نماز و نظارت بر كارهاى مردم گماشته است ، دليل ديگرى بر ناخشنودى او از داورى ابو موسى و فرمانده ساختن اوست . و معلوم است كه گماشتن عبد الله بن عباس براى اقامهء نماز براى اين بوده است كه ابو موسى عهده‌دار امامت نماز بر مردم نباشد و نشان آن است كه گزينش ابو موسى براى داورى از سوى مردم يمن و پيروان آنان بوده است و على هم به همين سبب و همان گونه كه پيش از اين گفتيم به سبب اختلاف نظر و پراكندگى مردم و شمار اندك موافقان خود ، آنان را به حال خود رها كرده است . ( 2 ) و چون ابو موسى و عمرو عاص به يكديگر رسيدند ، ابو موسى دقت كردن در احكام قرآن و مفاد پيمان‌نامه و چيزى را كه براى آن گسيل شده بود به فراموشى سپرد و رها كرد و با عمرو عاص به نشست و برخاست و به كار بردن هوى و هوس خود پرداخت . عمرو عاص نخست به ابو موسى پيشنهاد كرد كه عبد الله پسر عمرو عاص را به حكومت بگمارند ، ابو موسى نپذيرفت و به او پيشنهاد كرد كه عبد الله بن عمر را به حكومت بگمارند . ابو موسى به عمرو عاص گفت : آيا موافقى كه راه و روش عمر را زنده كنيم و پسرش عبد الله بن عمر را به حكومت بگماريم ؟ عمرو عاص نپذيرفت و گفت : ابن عمر ناتوان است و براى حكومت مردى شايسته است كه دندان برنده داشته باشد ، هم خود بخورد و هم به ديگران بخوراند . چون هيچ يك پيشنهاد ديگرى را نپذيرفت ، ابو موسى گفت : تو رأى و انديشه خود را بگو . عمرو عاص گفت : من چنين مصلحت مىبينم كه اين هر دو مرد - على و معاويه - را از حكومت خلع كنيم و سپس كار را به شوراى مسلمانان واگذاريم و مسلمانان هر كس را كه دوست داشته باشند براى حكومت به خود برگزينند . ابو موسى گفت : رأى درست همين است
هامش
( 1 ) موضوع گفتگوى احنف و ابو موسى با فزونيهايى در وقعة صفين ، ص 537 هم آمده است و به پيكار صفين ، ص 743 و پاورقى استاد پرويز اتابكى مراجعه فرماييد .