شيفتهء آن شدهايد و حال آنكه خداى رحمان پروردگار شماست . از من پيروى كنيد و فرمان مرا پذيرا باشيد . گفتند : همواره بر گرد آن خواهيم بود » . « 1 »
( 1 ) على بن ابى طالب آن صديق شهيد هم ياران خود را به جنگ صفين هنگامى كه با نيرنگ كسانى چون سامرى پراكنده شدند ، همين گونه فراخواند و به آنان فرمود : اى قوم شما به فتنه افتاديد و با برافراشته شدن قرآنها گول خورديد . از خداى بترسيد و از فرمان من سركشى مكنيد كه اگر چنين كنيد ديگر هرگز روى عزت را نخواهيد ديد و پس از من به زبونى همگانى و شمشير كشنده گرفتار خواهيد شد و به كارهايى كه ستمگران آن را ميان شما سنت قرار خواهند داد . فرمانش را نپذيرفتند و در شبهه و ترديد گام زدند و با فرمانبردارى از مكر و فريب فرمان او را اطاعت نكردند . اين آزمون جنگ صفين مانند گرفتارى و آزمون هارون ( ع ) با بنى اسرائيل است .
( 2 ) همين مختصر براى شما بسنده است تا بدانيد كه على به راستى و با استحقاق نسبت به پيامبر ( ص ) همان منزلتى را داشته است كه هارون نسبت به پيامبر برگزيدهء خدا موسى ( ع ) داشته است ، چه از لحاظ اسم و چه از لحاظ معنى .
و اى گروه مسلمانان ! دربارهء مناقب امير المؤمنين على ( ع ) كه ما تا كنون گفتهايم ، بينديشيد تا فضيلت او را بر همهء جهانيان بازشناسيد و متوجه شويد كه از همهء صديقان برتر و از همهء مجاهدان فراتر است .
( 3 ) و اگر كسى بگويد در جنگ صفين سزاوار و شايسته آن بود كه امير المؤمنين بدان سبب كه مىدانست قرآن برافراشتن فريب است ، خود همراه كسانى كه مطيع او بودند به جنگ ادامه مىداد و با بصيرتى كه داشت به تن خويش پيشروى مىكرد و تقاضاى ترك مخاصمه را نمىپذيرفت ؛ مىگوييم : اگر چنين مىكرد اعتراضى قوىتر كه به دورانديشى و خرد نزديكتر است بر او وارد مىشد كه خود و ياران اندكش كشته مىشدند و معترض مىگفت شايسته اين بود كه چون يارانش اختلاف پيدا كردند و تنها همراه گروهى اندك باقى ماند ، شتاب نمىكرد و بر خود شيفته نمىشد و خود و ياران همفكر خويش را به كشتن نمىداد و بدين گونه دشمن را نيرومند نمىساخت و اگر با دشمن ترك مخاصمه مىكرد درستتر بود تا در آن فاصله افراد ناتوان نيرومند شوند و كسانى كه گرفتار شك شده بودند از شك بيرون مىآمدند و يارانش فزون مىشدند و خونها محفوظ مىماند . آنگاه اگر مردم از او پيروى
هامش
( 1 ) آيه 91 سوره بيستم - طه .