چيزى كه دوست مىداشتند هماهنگ شديد و به آنچه مىخواستند پاسخ مثبت داديد و با آنكه از هدف آنان آگاه بوديد ، بدون انديشه ، نرمى كرديد و بر خود ستم روا داشتيد و به خدا سوگند گمان نمىكنم كه پس از اين به سعادت و دورانديشى و آيندهنگرى دست يابيد .
( 1 ) و به خدا سوگند كه ما همراه پيامبر ( ص ) با پدران و عموها و فرزندان و برادران خود جنگ و ستيز مىكرديم و اين كار بر ايمان و تسليم ما مىافزود و بر درد و رنج پايدارتر و در جهاد با دشمن كوشاتر مىساخت و هماوردى با دليران را اندك مىشمرديم . گاه مردى از ما با مردى از دشمن همچون دو گاو نر بر يكديگر هجوم مىبردند و خويشتن را به ربودن جان يكديگر وامىداشتند تا كداميك بتواند به هماورد خود شربت مرگ بنوشاند ، گاه پيروزى از آن ما و گاه از آن دشمن ما بود ، و چون خداوند از ما راستى و شكيبايى ديد ، زبونى را بهرهء دشمن و پيروزى را بهره ما قرار داد . و به جان خودم سوگند اگر ما بدين گونه كه شما رفتار مىكنيد رفتار مىكرديم ، ستون دين پابرجا نمىماند و اسلام عزت پيدا نمىكرد ، و به خدا سوگند از اين پس خون خواهيد دوشيد و آنچه را به شما مىگويم درست به خاطر بسپريد . « 1 »
( 2 ) مىبينيد كه اين گفتار على است و آن هم سعى و كوشش او كه خداى چهرهاش را سپيد و رخشان دارد . انگيزهها و موانع كار و در همان حال برحذر داشتن او را از سويى و تشويق كردن او را به جنگ از سوى ديگر مىبينيد . هيچ حجت و برهانى براى كسى باقى نمىماند مگر آنكه آن را روشن ساخته است و هيچ شبههاى براى كسى برجاى نمىماند مگر اينكه آن را بر طرف كرده است . خداى بر علو درجهء او در بهشت برين بيفزايد كه گرفتاريها و آزمون او شبيه آزمون پيامبران است . در آغاز اسلام كه شمار مسلمانان اندك بود به آرميدن در بستر رسول خدا آزمون مىشود ، همان گونه كه اسماعيل عليه السلام آزمون شد و تن به كشته شدن داد . اين آزمون على به هنگامى بود كه قريش آتش كينه برافروخته و همگان گرد آمده و پس از نااميد شدن از گفتگوها بر شبيخون زدن و كشتن پيامبر هماهنگ شده بودند . ( 3 ) در اين حال پيامبر ( ص ) مطمئنترين فرد را كه مىدانست جان خود را بيش از همگان براى او نثار مىكند و از همگان بر سختيها پايدارتر است ، فراخواند و فرمود : اى على ! قريش پيمان بسته و سوگند خوردهاند كه امشب در خانه بر من شبيخون آرند ، تو برو در بستر من بيارام و قطيفهء مرا بر خود افكن تا گمان برند كه من بر جاى و در خانهام و در جستجوى من برنيايند . به خدا سوگند كه على هيچ درنگ نكرد و شنوا و فرمانبردار پذيرا
هامش
( 1 ) به وقعة صفين ، ص 520 و خطبه 56 نهج البلاغه چاپ استاد دكتر شهيدى مراجعه فرماييد .