داراى حجت نباشد ؟ و همهء بهانهها را رفع فرموده است .
( 1 ) و چون به على عليه السلام دربارهء عقيدهء مالك اشتر پس از نوشتن نامهء داورى تذكر دادند و گفتند اشتر به آنچه در نامهء داورى نوشته شده است راضى نيست و عقيدهاى جز ادامهء جنگ با آن قوم ندارد ، فرمود : به خدا سوگند كه من هم به آن نامه راضى نيستم و دوست نمىدارم كه شما هم به آن راضى باشيد ، اما آنچه دربارهء مخالفت اشتر با من گفتيد و اينكه فرمان مرا رها كرده است ، او از آن گونه مردم نيست و من از او بيمى ندارم . اى كاش دو تن چون او ميان شما بود ، نه كه اى كاش يك تن مانند او ميان شما بود و دربارهء دشمن شما همان عقيدهء او را مىداشت كه در آن صورت رنج شما بر من سبك و آسان مىبود و اميد مىداشتم كه پارهاى از كژيهاى شما براى من راست و استوار خواهد شد . من شما را از آنچه كرديد ، نهى كردم ولى سركشى كرديد . داستان من و شما همان گونه است كه آن مرد قبيلهء هوازن سروده است :
« داستان من و غزيّة چنان است كه اگر او گمراه شود ، من گمراه مىشوم و اگر او رهنمون گردد ، من رهنمون مىشوم » « 1 » .
( 2 ) مىبينى كه انديشهء اشتر جنگ با شاميان بوده است ، ولى چون كسى همراه او جنگ نكرده است از جنگ دست برداشته است . انديشهء على عليه السلام هم همين گونه بوده است و همين كه يارانش به اختلاف افتادند به ناچار دست از ايشان برداشت و در عين حال براى آنان دژهاى دفاع را آماده و استوار فرمود و راه پيروزى و رستگارى را براى آنان هموار كرد تا شايد از خواب غفلت و مستى خود به هوش آيند . انديشهء اشتر موافق انديشه او بوده است ، و در آن روز على عليه السلام براى مردم سخنان بسيارى ايراد كرد و انديشهء خود را براى آنان بازگو كرد كه همه را نقل كردهاند و ما برخى از آن را نقل كرديم . و نوشتهاند چون در آن روز مردم دربارهء ترك مخاصمه سخن گفتند و خواهان صلح شدند ، امير المؤمنين به آنان فرمود : كارى كرديد كه نيرو را سست و منت را ساقط كرد و سستى و زبونى بار آورد و چون برتر بوديد و دشمن شما از نابودى خود ترسيد و كشتار بر ايشان افتاد و درد زخم را چشيدند ، قرآنها را برافراشتند و شما را به آنچه در آن است فراخواندند و بدان گونه شما را از جنگ بازداشتند و هدف آنان همين بود كه جنگ ميان خودشان و شما را متوقف سازند و حال آنكه با فريب و نيرنگ آرزوى مرگ شما را دارند و شما بدون درنگ با آنان در
هامش
( 1 ) اين بيت از دريد بن صمّه است . به ابن قتيبه ، الشعر و الشعراء ، بيروت ، 1969 ميلادى ، ص 636 مراجعه فرماييد .