چون براى اجراى حق فرصت داشته است به منظور مدارا و ايجاد الفت ، پيشنهاد صلح موقت را پذيرفته است تا داوران به فرمان قرآن داورى كنند و اگر بر خلاف حكم قرآن داورى كنند به داورى رضايت ندهد .
( 1 ) انگيزهء ديگرى كه على را به پذيرش پيشنهاد آنان واداشت اين بود كه نگريست و اهل بينش و دانايى را بسيار اندك ديد كه هيچ چشمگير نبودند و ياراى ايستادگى در برابر مخالفان را نداشتند . بدين سبب پيشنهاد صلح موقت را پذيرفت تا يارانش بيشتر شوند و توان ايستادگى در برابر مخالفان پيدا كنند و اين مسأله در آنچه از سليمان بن صرد نقل شده است ، ملاحظه مىشود .
( 2 ) گفتهاند كه در آن روز هنگامى كه مردم دربارهء ترك مخاصمه سخن مىگفتند سليمان بن صرد به حضور على ( ع ) آمد و زخم شمشير بر چهره داشت . على ( ع ) به او نگريست و اين آيه را تلاوت فرمود : « برخى از ايشان به پيمان خود وفا كردند و برخى منتظراند و هيچ دگرگونى پديد نياوردند » « 1 » و تو از كسانى هستى كه منتظرى و از آنانى كه دگرگون نشدند .
سليمان بن صرد گفت : به خدا سوگند ميان لشكر به راه افتادم تا شايد ياورانى پيدا كنم و به كار نخست خود و پيكار برگردند ولى جز گروهى اندك پيدا نكردم و در مردم خيرى نيست .
و اين موضوع هم نشان دهندهء اين است كه كار على ( ع ) در پذيرفتن پيشنهاد صلح موقت صحيح بوده است . سبب ديگرى را هم نقل كردهاند كه اگر آن نمىبود على ( ع ) همچنان با بينش و كوشش خود به جنگ ادامه مىداد ، هر چند همهء مردم او را رها مىكردند . « 2 »
( 3 )
بازگشت امير المؤمنين عليه السلام از صفين به كوفه و گفتگوى او با عبد الله بن وديعهء انصارى و پرسيدن از او دربارهء گفتار مردم در مورد آنچه ميان على و معاويه گذشته است
گفتهاند چون امير المؤمنين از صفين بازگشت و نزديك كوفه رسيد ، عبد الله بن وديعهء انصارى به ديدار او آمد و خود را نزديك على ( ع ) رساند و آهسته با او سخن گفت . « 3 » سپس
هامش
( 1 ) بخشى از آيه 23 سوره سى و سوم - احزاب .
( 2 ) داستان سليمان بن صرد خزاعى را نصر بن مزاحم در وقعة صفين ، ص 519 با ذكر اسناد آورده است .
( 3 ) به نهج السعادة ، ج 2 ، ص 294 مراجعه شود كه آن را از وقعة صفين ، ص 529 آورده است .