على عليه السلام به او فرمود : از مردم دربارهء اين كار ما چه شنيدى ؟ گفت : برخى از مردم شيفته آن شدهاند و برخى آن را خوش نمىدارند و مردم همان گونهاند كه خداوند متعال فرموده است : « همواره ايشان اختلاف نظر دارند » « 1 » . على پرسيد خردمندان ايشان چه مىگويند ؟ گفت : خردمندان ايشان مىگويند على سپاهى بزرگ همراه خود داشت و آن را پراكنده ساخت ، و در دژى استوار جاى داشت و آن را ويران ساخت . تا چه هنگام مىتواند آنچه را پراكنده ساخته است فراهم آورد و آنچه را ويران كرده است بازسازد ؟ و اگر على همراه همان كسانى كه پيرو و فرمانبردارش بودند به جنگ ادامه مىداد و به كسانى كه سرپيچى كرده بودند توجه نمىكرد و چندان جنگ مىكرد كه پيروز يا كشته مىشد ، كمال دورانديشى بود .
( 1 ) على فرمود : آيا من كار ايشان را ويران ساختم يا آنان خود ويران كردند ؟ و آيا من ايشان را پراكنده كردم يا خود پراكنده شدند ؟ اما اينكه گفتهاند كاش با وجود سرپيچى گروهى كه سرپيچى كردند ، همراه كسانى كه فرمانبردارش بودند به راه خود ادامه مىداد و چندان جنگ مىكرد كه پيروز يا كشته مىشد و اين كار كمال دورانديشى است ، به خدا سوگند كه چنين كارى هم براى من سودى نداشت ، هر چند من دربارهء خود بخشندهام و در نظر من مرگ گواراست و تصميم هم گرفتم كه همينگونه اقدام كنم ، ولى به اين دو نگريستم يعنى حسن و حسين و ديدم پيش از من آهنگ جنگ دارند و به اين دو نگريستم - يعنى عبد الله بن جعفر و محمد بن على - و ديدم پيش از من پيشروى مىكنند ، و دانستم كه اگر اين دو كشته شوند ، نسب محمد ( ص ) در اين امت از ميان مىرود و اين را خوش نداشتم و بر آن دو تن ديگر - يعنى عبد الله بن جعفر و محمد بن على - هم ترسيدم . اگر من پايدارى نمىكردم آنان پيشاپيش به ميدان نمىرفتند ، و به خدا سوگند اگر آن روز - جنگ مىكردم - ديگر آنان در خانه و لشكرگاه من نمىبودند . « 2 »
( 2 ) مىبينيد كه اين انگيزهها دربارهء پذيرفتن پيشنهاد صلح بوده است و از عهدهء همه به خوبى برآمده است ، و هر چه مردم پنداشته و گفتهاند پيشاپيش بر انديشهء آن حضرت گذشته است و دربارهاش انديشيده است و آنچه را كه سزاوارتر و پسنديدهتر بوده ، برگزيده است . هر كس هر چه مىخواهد كوشش كند آيا مىتواند موضوعى را بياورد كه على ( ع ) در آن باره
هامش
( 1 ) بخشى از آيه 118 سوره يازدهم - هود .
( 2 ) مصحح محترم را عقيده بر اين است كه « عبد الله بن جعفر و محمد بن حنفيه » از تصرف راويان است .