تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
اسكافى است كه بر كتاب جاحظ به نام العثمانية ، ردى نوشته كه به نقض العثمانيه معروف است . اسكافى به سال 240 هجرى درگذشته است . » « 1 » ملاحظه مىفرماييد كه مسعودى ، اسكافى را به ديانت و پارسايى مىستايد . ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه كه در نيمه اول قرن هفتم تأليف شده است فراوان از اسكافى نام برده و عقيده او را به گونه‌اى آشكار بيان كرده است . او ضمن شرح خطبه 57 نهج البلاغه چنين مىنويسد : « شيخ ما ابو جعفر اسكافى كه خدايش رحمت كناد ، از كسانى است كه به حقيقت معروف به دوستى على عليه السلام و از مبالغه كنندگان در تفضيل آن حضرت بر ديگران است و هر چند اعتقاد به تفضيل ميان عموم ياران بغدادى ما شايع است ، ولى ابو جعفر اسكافى در اين عقيده از همگان استوارتر و اظهار نظرش خالصانه‌تر است . » « 2 » ابن ابى الحديد در شرح نامه شماره 54 نهج البلاغه همچنين مىنويسد : « شيخ ما ابو جعفر اسكافى نامش محمد و نام پدرش عبد الله است ، قاضى عبد الجبار معتزلى او را در طبقه هفتم از معتزله قرار داده است و مىگويد : ابو جعفر اسكافى مردى عالم و با فضيلت بوده و هفتاد كتاب در علم كلام تأليف كرده است و هموست كه بر كتاب العثمانيهء جاحظ نقض و رد نوشته است و بر قاعدهء معتزلهء بغداد معتقد به برترى على عليه السلام بر ديگر اصحاب بوده است و به گونهء حقيقى علوى و به كمى تعصب و انصاف آراسته بوده است » . « 3 » مىبينيد كه ابن ابى الحديد آنچه را كه قاضى عبد الجبار در طبقات المعتزله آورده ، نقل كرده است . احمد بن يحيى بن المرتضى هم در كتاب خود اسكافى را از طبقهء هفتم معتزله شمرده است . او هم مىنويسد اسكافى هفتاد كتاب در علم كلام تأليف كرده است و در سال 240 هجرى درگذشته است . « 4 » كس ديگرى كه چند سطرى درباره اسكافى نوشته است ، ابن حجر عسقلانى است كه ضمن مطالب ابن نديم افزوده است كه اسكافى را با كرابيسى و افرادى ديگر مباحثات و مناظرات مفصل بوده است . « 5 » محدث خبير مرحوم حاج شيخ عباس قمى هم سال مرگ اسكافى را همان سال 240 هجرى ثبت كرده است . « 6 » متذكر مىگردد كه در پاره‌اى از كتابها تاريخ مرگ اسكافى را به اشتباه 404 « 7 » و 334 هجرى نوشته‌اند كه بدون ترديد اشتباه است ، و روشن است كه با سال درگذشت محمد بن احمد بن جنيد اسكافى و محمد بن همام اسكافى اشتباه كرده‌اند .
هامش
( 1 ) مسعودى ، مروج الذهب ، چاپ باربيه دومينار ، پاريس ، ج 6 ، ص 58 و ج 7 ، ص 231 . ( 2 ) به جلوه تاريخ در شرح نهج البلاغه ، ج 2 ، ترجمه به قلم ابن بنده ، نشر نى ، تهران ، 1368 ش ، ص 231 مراجعه فرماييد . ( 3 ) به شرح نهج البلاغه ، ج 2 ، به اهتمام محمد ابو الفضل ابراهيم ، مصر ، 1963 ميلادى ، ص 132 مراجعه فرماييد . ( 4 ) طبقات المعتزله ، افست از چاپ ولزر ، بيروت ، 1380 ق ، ص 78 . ( 5 ) لسان الميزان ، ج 5 ، چاپ افست اعلمى ، بيروت ، بدون تاريخ ، ص 221 . ( 6 ) الكنى و الالقاب ، ج 2 ، چاپ صيدا ، 1358 ق ، ص 23 . ( 7 ) بستانى ، دائرة المعارف ، ج 3 ، ص 540 و حواشى توضيح الملل ، ج 1 ، ص 47 .