معرفت و بلندى همت و خويشتندارى و پاكى از آلودگيها كم مانند و داراى منزلتى شگفت بود . به مقامى رسيد كه هيچ يك از همانندهاى او بدان نرسيد . معتصم سخت شيفتهء او بود و او را بر ديگران مقدم مىداشت و براى او گشايش فراهم مىساخت . به من خبر رسيده است كه هرگاه او سخن مىگفته است معتصم خاموش به او گوش مىسپرده و هر كس هم در مجلس حاضر بوده خاموش مىمانده است و هيچ كس يك كلمه بر زبان نمىآورده است و چون گفتار اسكافى تمام مىشد ، معتصم به حاضران مىنگريست و مىگفت چه كسى مىتواند از اين گفتار و بيان روى گردان باشد و خطاب به اسكافى مىگفت : اى محمد ! همين مذهب و اعتقاد را بر موالى عرضه دار و هر كس از ايشان كه از آن سرپيچى كرد به من بگو ، تا او را چنين و چنان كنم .
اسكافى به سال چهلم - يعنى سال 240 هجرى - درگذشت و چون خبر مرگش به محمد بن عيسى برغوث رسيد ، سجده شكر به جاى آورد ! و خود شش ماه پس از مرگ اسكافى درگذشت . اسكافى نخست دوزنده بود و پدر و مادرش او را از آموختن علم و كلام بازمىداشتند و به همان پيشه و كار تشويق مىكردند . جعفر بن حرب « 1 » او را پيش خود برد و هر ماه بيست درهم به جاى درآمد دوزندگى براى مادر او مىفرستاد .
كتابهايى كه اسكافى تأليف كرده است بدين شرح است :
1 . كتاب اللطيف ، 2 . كتاب البدل ، 3 . كتاب الردّ على النظّام ، 4 . كتاب المقامات فى تفضيل على عليه السلام ، 5 . كتاب اثبات خلق القرآن ، 6 . كتاب الرد على المشبّهة ، 7 . كتاب المخلوق على المجبّرة ، 8 . كتاب بيان المشكل على برغوث ، 9 . كتاب التمويه نقض كتاب حفص ، 10 . كتاب النقض لكتاب الحسين النجّار ، 11 . كتاب الرد على من انكر خلق القرآن ، 12 . كتاب الشرح لاقاويل المجبّرة ، 13 . كتاب ابطال قول من قال بتعذيب الاطفال ، 14 . كتاب جمل قول اهل الحق ، 15 . كتاب النعيم ، 16 . كتاب ما اختلف فيه المتكلمون ، 17 . كتاب الحسين على الردّ حسين فى الاستطاعة ، 18 . كتاب فضايل على عليه السلام ، 19 . كتاب الاشربة ، 20 . كتاب العطب ، 21 . كتاب على هشام ، 22 . كتاب نقض كتاب ابن شبيب فى الوعيد . » « 2 »
مسأله مهم اين است كه از اين بيست و دو كتاب كه ابن نديم برشمرده است ، دو كتاب درباره فضايل و تفضيل على عليه السلام است .
مسعودى دانشمند بزرگ نيمه اول قرن چهارم كه معاصر ابن نديم و درگذشته به سال 346 هجرى است در كتاب مروج الذهب درباره اسكافى چنين آورده است :
« مردى از مشايخ معتزله بغداد و سران ايشان كه اهل دين و پارسايى و معتقد به برترى على عليه السلام بر ديگران و در همان حال معتقد بر درستى امامت مفضول بوده است ، ابو جعفر محمد بن عبد الله
هامش
( 1 ) جعفر بن حرب همدانى از بزرگزادگان و پيشوايان بزرگ معتزله و شاگرد برجستهء ابو الهذيل علاف و درگذشته به سال 236 هجرى است . به تاريخ بغداد ، ج 7 ، ص 163 مراجعه فرماييد .
( 2 ) ابن نديم ، الفهرست ، ص 213 .