تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
( 1 ) و چنانچه گفته‌اند ، عبد الله پسر عمرو عاص ميان دو صف آمد و گفت : اى مردم عراق ! ميان ما و شما كارهايى پيش آمده و صورت گرفت . آيا انگيزه دينى داشته است يا انگيزه دنيايى ؟ اگر انگيزهء دينى داشته است اينك هم ما و هم شما از ادامهء آن معذوريم و اگر انگيزهء دنيايى داشته است به خدا سوگند كه ما و شما زياده‌روى كرده‌ايم ، و اينك شما را به كارى فراخوانده‌ايم كه اگر شما ما را به آن فرامىخوانديد ، بدون شك مىپذيرفتيم . و اگر ما و شما به آن راضى شويم ، از لطف خداوند است . به هر حال اين فرصت را غنيمت بشمريد ، تا آنان كه زنده‌اند بتوانند زنده بمانند و كشتگان « 1 » - كينه‌توزيها دربارهء آنان - به فراموشى سپرده شود . و زنده ماندن آن كس كه كسى را هلاك مىكند پس از او اندك است . ( 2 ) و به خوبى مىدانيد كه چنين گفتارى در دلهايى كه ناتوان گرديده و در انديشه‌هايى كه سست شده است و گرفتار شك و شبهه بوده است چه تأثير ژرفى دارد و مايهء چند برابر شدن بيمارى دل و سستى مىشود و اين خود از نيرنگهاى معاويه و عمرو عاص شمرده مىشود كه مىخواسته‌اند بدان وسيله دلها را به اشتباه افكنند و حقيقت را بپوشانند . ( 3 ) پس از سخنان عبد الله ، پسر عمرو عاص ، سعيد بن قيس برخاست و گفت : اى مردم شام ! ميان ما و شما كارهايى بوده است كه بر سر دين و دنيا پيش آمده است و شما آن را غدر و زياده‌روى مىناميد و امروز ما را بر كارى فرامىخوانيد كه ديروز ما در همان باره با شما جنگ مىكرديم و البته كه چيزى پسنديده‌تر از داورى به آنچه خداوند نازل فرموده است براى برگشتن عراقيان به عراق خود و شاميان به شام خود نيست و به هر حال حكومت در دست ما خواهد بود ، نه در دست شما ، و گرنه ما ماييم و شما شماييد . مىبينيد سخن عبد الله بن عمرو عاص در گفتار سعيد بن قيس چنان تأثير كرده كه گويى هر دو سخن برابر است ، و حال آنكه سعيد از كسانى است كه دليرى و از خودگذشتگى و يقين او را مىشناسيد ، و گمان شما دربارهء افراد ديگر چگونه است . ( 4 ) در اين هنگام على عليه السلام چنين فرمود : « اى مردم ! كار من با شما همواره چنان بود كه دوست مىداشتم ، تا آنكه جنگ شما را خسته و فرسوده ساخت و به خدا سوگند اگر جنگ كسانى از شما را گرفت ، كسانى را هم بر جاى گذاشت و جنگ براى دشمن شما توان‌فرساتر بوده است . ديروز من فرمانده بودم و امروز مرا فرمان مىدهند . ديروز نهىكننده بودم و
هامش
( 1 ) در وقعه صفين ، ص 482 الفاظ اندكى اختلاف دارد .
المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 153 | محمود مهدوى دامغانى / أبو جعفر الإسكافي