تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
با آنان و زنده ساختن ايشان از آن ورطهء نابودى و روشن ساختن حقيقت براى آنان در نظر على ( ع ) بهتر و صحيح‌تر بوده است . به همين سبب با شاميان ترك ستيز كرد و به گفتگو و مهلت دادن به ياران خود سرگرم گرديد ، و گرنه خود به خوبى مىدانست كه اين كار شاميان فريب و نيرنگ است ، و على ( ع ) با آنان جنگ كرده بود كه بر حكم قرآن گردن نهند نه اينكه به حكميت قرآن فراخوانند و گردن نهادن به حكم خدا اين بود كه به فرمان خدا به اطاعت درآيند . ( 1 ) على ، كه خدايش از او خشنود باد ، به ياران خود چنين فرمود : ما با شاميان بدين سبب جنگ كرديم كه از فرمان خدا سرپيچى كردند و پيمان خدا را به فراموشى سپردند و پشت سرافكندند . شما در راه حق و راستى خود پيشروى و مبارزه كنيد كه آنان چيزى غير از حق را مىخواهند . « 1 » و چون يارانش نپذيرفتند و شك و شبهه در آنان چنان جايگزين شد كه همان را براى خود دين و آيينى قرار دادند كه به آن فرامىخواندند و مىگفتند اگر على در اين حال با شاميان جنگ كند ، او هم در ستم و سركشى همانند ايشان خواهد بود ، چنين مصلحت ديد كه اشتغال به مناظره و مهلت دادن به ياران خودش واجب‌تر است . مگر نمىبينيد كه على ( ع ) پس از اينكه با خوارج گفتگو كرد و دليل و حجت را بر آنان استوار و روشن ساخت ، ديگر در جنگ كردن و كشتار ايشان درنگ نكرد و به اين گفتارشان كه مىگفتند « لا حكم الا للّه » اعتنا نكرد و فرمود : سخن حقى است كه از آن باطل اراده مىشود . ( 2 ) شك و شبههء خوارج به راستى شبهه برانگيزد بود و حال آنكه معاويه و عمرو عاص با يقين و شناخت ، ادعاى ياوه داشتند و ستمگرى و ستيز مىكردند . مىدانيد كه معاويه خونخواهى عثمان را بهانهء كار خود قرار داده بود و حال آنكه اين موضوع هيچ ربطى به او نداشت ، و مىبايست خون عثمان را صاحبان خون كه پسران عثمان بودند مطالبه كنند ، آن هم نه با آشوب و جنگجويى و فتنه‌انگيزى كه راه طلب حق غير از اين است و بايد با رعايت احترام و بزرگداشت امام موضوع را به او ارجاع دهند و به محضرش بروند . ( 3 ) و اگر بگويند آنان حقى را كه مدعى بودند نسبت به خود امام بود ، مىگوييم : اگر ادعاى آنان نسبت به غير امام باشد ، بدين گونه پذيرفته نيست ، تا چه رسد نسبت به امامى كه عدالت و طهارت و پاكيزگى او معلوم است و در اين صورت بايد به محضر امام بيايند تا او در حضور
هامش
( 1 ) به خطبه 171 نهج البلاغه و 222 نهج السعادة مراجعه فرماييد .