نيرنگ آشكار نمىتواند چيز ديگرى باشد ، به ويژه كه همچنان در آرايش جنگى و آماده باش بودند . اگر آنان به راستى در جستجوى حجت و كشف حقيقت بودند ، حق از همان آغاز آشكار و روشن شده بود . ( 1 ) و اگر بگويند اينك كه كار به اينجا كشيده است به حكم كتاب راضى شديم و پشيمان هستيم و بازگشت و توبه مىكنيم ، و سبب آن چيزى جز فريب و نيرنگ نيست و اگر واجب آيد هرگاه كه چنين ادعايى بكنند شمشير از آنان برداشته شود ، دين هرگز پابرجاى و استوار نمىماند و هرگز هيچ تبهكارى مغلوب نمىشود ، زيرا به هنگام سختى جنگ و بيم از پيروزى حق چنين ادعايى را مطرح مىكند و پذيرفتن آن واجب مىشود و چون كار به حكميت بكشد ، پس از آن دوباره سركشى و جنگ را آغاز مىكند و به همان حال نخست برمىگردد و براى بار دوم هم مدعى تسليم به حكم كتاب مىشود . و اگر بگويد به حكم كتاب راضى شدم ، از او پذيرفتنى نيست مگر آنكه به راستى توبه و بازگشت كند . در مورد معاويه و شاميان در همان نخستين بار اين چنين است ، زيرا على ( ع ) از همان آغاز كار تا حجت را بر او تمام نكرد و ستيز عمدى معاويه شناخته نشد ، جنگ با او را نه تنها آغاز نكرد ، بلكه روا ندانست و از همان ابتداى كار گفته شد كه معاويه خونخواهى عثمان را انگيزه و سبب فتنهانگيزى و گول زدن افراد ضعيف قرار داده است . ( 2 ) اگر بگويند با اين گفته خودتان ، پذيرفتن على پيشنهاد آنان را خطا و اشتباه بوده است ، مىگوييم : اين برداشت شما به اين سبب است كه موضوع را با ديدهء شك و گمان مىنگريد ، بدون آنكه چيزى را در حد علم و يقين بدانيد . على بن ابى طالب پيشنهاد شاميان را از اين جهت نپذيرفت كه آنان چنان مىخواستند و نه از اين سبب كه آنان به حكميت قرآن راضى شده باشند ، بلكه فقط به سبب اختلاف نظر و پراكندگى ياران خود با آن پيشنهاد موافقت كرد . و اگر بگويند آيا كار اصحاب على با رها كردن جنگ و پذيرفتن صلح و ترك مخاصمه خطا نبوده است ؟ مىگوييم : آرى ، خطا بوده است . و اگر بگويند بنابراين مثل آن است كه بگوييد على به سبب خطايى كه در لشكرش پيش آمده است ، انجام خطاى ديگرى را پذيرفته است ، به آنان پاسخ مىدهيم كه هر چند ياران على خطا كردهاند ولى خطاى ايشان به عمد نبوده است و به سبب شبههاى كه پيش آمده و ترديدى كه صورت گرفت به خطا افتادند ، و حال آنكه متدين و پارسا بودند . وانگهى ، آنان با شك و ترديدشان كمتر از شاميان در گمراهى و ستم نبودند و خطاى تشخيص آنان ، آن هم بدون اينكه در آن تعمدى داشته باشند ، بيشتر از خطاى عمدى معاويه نبوده است .
( 3 ) بنابراين ترك مخاصمه و نجات دادن ياران از اين فتنه براى او لازمتر بوده است و گفتگو
المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 148
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص١٤٨