اشتر هم با تازيانه خود به چهرههاى مركوبهاى ايشان زد . و على عليه السلام بر سر آنان فرياد كشيد كه بس كنيد و آنان بس كردند .
( 1 ) مىبينيد آنچه موجب شد كه على پيشنهاد شاميان را بپذيرد ، اختلاف نظر و شك و شبههء يارانش بود و اينكه آنان به سبب نادانى گرفتارش شده بودند ، نه اينكه بر كار معاويه و عمرو عاص بينا و آگاه نباشد ، يا متوجه فريب و نيرنگ آنان نگرديده باشد . اما همينكه ديد شك و شبهه پيش آمده است ، مهلت دادن لازم بود و چارهاى جز ترك مخاصمه نداشت و اگر چنان نمىكرد بر گمراهى نادان فزوده و ادعاى طرف مخالف قوىتر مىشد و على ( ع ) متهم مىگرديد كه از حكم و فرمان خدا مىگريزد .
هيچ كس نمىتواند مدعى شود كه كار شاميان و فريب ايشان و غافلگير كردن آنان او را با نيرنگ از رأى روشن على ( ع ) پوشيده مانده است ، و على برخاست و چنين گفت :
به خدا سوگند معاويه از من زيركتر نيست ، ولى تبهكارى و نيرنگ مىكند و اگر بدى و زشتى نيرنگ نبود من زيركترين مردم بودم ، و هر فريب كارى تبهكارى است و هر تبهكارى گناه است ، و هر فريبكار نيرنگ بازى را روز رستاخيز درفشى است كه با آن شناخته مىشود . « 1 »
( 2 )
سخنان برخى از سران مردم عراق و سرداران سپاه امير المؤمنين على عليه السلام ، هنگامى كه شاميان ستمگر قرآنها را بر نيزهها برافراشتند و با فريب و نيرنگ مدعى شدند كه از حكم قرآن فرمانبرى خواهند كرد و عراقيان فريب خوردند و گرفتار اختلاف شدند
( 3 ) آنگاه حصين بن منذر برخاست و گفت : اى مردم ! ساختار اين آيين بر تسليم است ، آن را با مقايسه كردن و شك و شبهه ويران مسازيد . به خدا سوگند كه اگر ما بخواهيم فقط كارهايى را كه به اصطلاح مىشناسيم و مىفهميم عمل كنيم ، حق در دست ما اندك خواهد شد و اگر به هوس سوار شويم باطل در دست ما فراوان خواهد شد . ما را شبان و پرورشدهندهاى است كه همهء كارهايش را ستوده مىداريم و بر آنچه گفته است و مىگويد راستگو است و بر
هامش
( 1 ) شماره اين خطبه كوتاه در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 193 در نهج البلاغه مرحوم فيض الاسلام 191 و در نهج البلاغه چاپ استاد دكتر شهيدى 200 است .