تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
كردار خود امين است . اگر نه بگويد ، ما هم نه مىگوييم و اگر آرى بگويد ، ما هم آرى مىگوييم . « 1 » ( 1 ) سپس ابن عباس برخاست و گفت : اى قوم ! اين كار فريبى از سوى معاويه است ، با يكديگر اختلاف مكنيد . ( 2 ) سپس سفيان بن ثور « 2 » برخاست و گفت : اى مردم ! ما اهل شام را نخست به كتاب خدا فراخوانديم و چون نپذيرفتند با آنان جنگ كرديم . اينك آنان ما را به كتاب خدا فراخوانده‌اند ، اگر نپذيريم همان چيزى كه براى ما حلال بود براى آنان حلال مىشود ، و هرگز بيم آن را نداريم كه خدا و پيامبرش بر ما ستم كنند . جنگ ما را خورده و فروكوفته است و زندگى را جز در صلح و آشتى نمىبينيم . عموم مردم هم سخنانى همچون سخن او گفتند . ( 3 ) بدين گونه چون على بن ابى طالب ، كه خدايش از او خشنود باد ، اختلاف را ميان لشكر خود فراگير ديد و عموم يارانش در ادامهء جنگ گرفتار شك گرديدند ، آنچه را كه به او پيشنهاد كردند و مىخواستند ، پذيرفت . اگر كسى بگويد بر فرض كه ياران على با او اختلاف نداشتند ، تصور مىكنى كه على مىتوانست جنگ را با آنان ادامه دهد و به خوبى از عهده برآيد ، در حالى كه آنان او را به حكم قرآن فراخوانده و از جنگ دست برداشته بودند ، و نيز جنگ با آنان در آغاز كار از اين جهت حلال بود كه از پذيرفتن حكم قرآن خوددارى كرده بودند ، در پاسخ او مىگوييم : على ( ع ) در آغاز كار شاميان را به پذيرفتن حكم كتاب فراخواند تا به آنچه خداوند آنان را فرمان داده است بازگردند و در آنچه مهاجر و انصار درآمده‌اند - پيروى از امام - درآيند ، و لازم بوده است كسانى كه شك و ترديد داشته‌اند براى پرسش و آموزش به صورت مسالمت‌آميز اقدام كنند نه به صورت جنگ كننده‌اى كه در پى به دست آوردن قدرت و چيرگى است . وانگهى ، على عليه السلام از آغاز جنگ با آنان را روا نداشت تا آنكه حجت را بر ايشان تمام كرد و آنان را متوجه ستم و بطلان كارشان ساخت . ( 4 ) بنابراين پس از اتمام حجت و روشن بودن موضوع جز با توبه و بازگشت واقعى ايشان به حقيقت ، شمشير از آنان نبايد برداشته شود ، و بديهى است در آن حال شكست اين سخن ايشان كه « ما به حكم كتاب راضى و تسليم شده‌ايم » جز فريب روشن و
هامش
( 1 ) در وقعة صفين ، ص 485 نام اين شخص حضين ربعى ثبت شده است و در صفحه 488 مىگويد : چون حضين اين سخن را گفت قبيله بكر بن وائل با او ستيز كردند و على ( ع ) ميان ايشان را اصلاح فرمود . ( 2 ) در صفين ، ص 485 نام اين شخص شقيق بن ثور آمده است و يكى دو سطر هم فزونى دارد .