نمىبينى ؟ آيا نمىبينى چه بر سرشان آمده است ؟ اينك كه خداوند چنين پيش آورده و ما را يارى فرموده است ، آيا مىتوانم و براى من امكان دارد كه كار را رها كنم و بازگردم ؟ كسى به او گفت : آيا دوست دارى كه تو اينجا پيروز شوى و آنجا سپاهيان از گرد امير المؤمنين پراكنده شوند و او را بكشند يا به دشمن تسليم كنند ؟ گفت : سبحان الله به خدا سوگند هرگز .
آن شخص گفت : ايشان به امير المؤمنين گفتند بايد هم اكنون كسى پيش اشتر فرستى كه بازآيد و گرنه همان گونه كه پسر عفان را كشتيم ، تو را هم مىكشيم .
( 1 ) اشتر بازگشت و روى به آنان كرد و گفت : اى مردم عراق ! اى اهل سستى و زبونى ، آيا اينك كه بر اين قوم برترى يافتيد ! و آنان پنداشتند كه شما بر ايشان چيرهشوندگان هستيد ، قرآنها را برافراشتند و شما را به آنچه در آن آمده است فرا مىخوانند و حال آنكه به خدا سوگند آنچه را كه خداوند در قرآن فرمان داده است رها كردهاند و سنت كسى را كه قرآن بر او نازل شده است ترك كردهاند . آرام باشيد ، سخن آنان را نپذيريد و به من مهلت دهيد كه من احساس فتح مىكنم . سخن اشتر را نپذيرفتند . اشتر گفت : به اندازهء يك تاخت اسب به من مهلت دهيد كه اميد پيروزى دارم . گفتند : در آن صورت ما هم شريك در خطاى تو خواهيم بود . گفت : خودتان به من بگوييد اينك كه نيكان و برگزيدگان شما كشته شدهاند و فرومايگان شما بر جاى ماندهاند ، كدام وقت حق با شما بوده است ؟ ( 2 ) آيا هنگامى كه جنگ مىكرديد و برگزيدگان شما كشته مىشدند و بر حق بودهايد كه در آن صورت اينك كه از جنگ خوددارى مىكنيد بر باطلايد ، يا آنكه هم اكنون بر حق هستيد و كشتگان شما كه منكر فضيلت ايشان نيستيد و از شما بهتر بودند در آتشاند ؟ . گفتند : اى اشتر ! ما را رها كن كه ما در راه خدا با آنان جنگ كرديم و اينك هم در راه خدا جنگ با آنان را رها مىكنيم و تا هنگامى كه زنده باشيم از تو و از سالارت پيروى نخواهيم كرد . « 1 » اشتر گفت : نسبت به شما فريبكارى شد و به خدا سوگند كه فريب خورديد و شما را به رها كردن جنگ فرا خواندند و پذيرا شديد . ( 3 ) اى كسانى كه بر پيشانيهاى شما پينه بسته شده است ، گمان ما بر اين بود كه اين نمازگزاردن شما نشان پارسايى در اين جهان و شوق به خداوند است و اينك مىبينيم كه گريز شما از مرگ فقط براى دنيا دوستى است . زشتى بهرهء شما باد كه شبيه مادهشتران سالخورده نجاستخواريد « 2 » و از اين پس هرگز شاهد قدرت نخواهيد بود . دور شويد همان گونه كه ستمگران دور شدند . آنان با تازيانههاى خود به چهره مركوب اشتر زدند و
هامش
( 1 - 2 ) نصر بن مزاحم هم در وقعة صفين ، ص 491 اين موارد را با پارهيى اختلافات لفظى اندك آورده است .