( 1 )
چگونگى رفتار على ( ع ) در جنگهاى خود با دشمنانش و سفارش و برانگيختن او يارانش را به هنگام نزديك شدن به دشمن براى پيشروى و جنگ
و گفتهاند كه على هرگز با دشمن را شروع نمىكرد تا آنان آغاز به نبرد كنند ، و او با آنان به نبرد نمىپرداخت تا موضوع را براى ايشان روشن و آشكار سازد . به روز نبرد صفين هم نخست به شاميان مهلت داد و با گفتگوها موضوع را روشن فرمود و چون آنان نپذيرفتند و بازنگشتند ، پيش از آغاز به نبرد به جارچى خود دستور داد ميان مردم شام چنين جار زند :
همانا با شما مدارا كردم و به شما مهلت دادم تا به حق بازگرديد و به پيشگاه او قامت فرو آوريد ، و با كتاب خدا با شما حجت برآوردم و شما را به قرآن فرا خواندم . پذيراى حق نشديد و از سركشى خود بازنايستاديد . اينك من هم بر طبق عدل و دادگرى و همچون شما ، پيمان شما را پيش شما مىافكنم و همانا خداوند خيانتپيشگان را دوست نمىدارد . « 1 »
( 2 ) آنگاه به مقدمهء سپاه خود چنين فرمان داد : شما بر جاى خود درنگ كنيد و به سوى آنان به گونهء كسى كه مىخواهد آتش جنگ را برافروزد پيشروى مكنيد ، و به گونهء كسى كه از جنگ و درگيرى بيم دارد خود را كنار مكشيد ، و دشنام دادن ايشان ، پيش از آنكه آنان را به حق فرا خوانيد و حجت بر ايشان تمام كنيد ، شما را به آغاز نبرد با ايشان وادار نسازد . « 2 »
و على عليه السلام همواره اينچنين رفتار مىكرد كه بدانند خواسته و منظور او در جنگ با ايشان پيروى از فرمان خدا و رسيدن به حق و حقيقت است .
( 3 ) سپس همينكه تصميم به رويارويى با دشمن گرفتند ، آنان را با اين سخنان تحريض كرد و چنين فرمود : اى بندگان خدا ! از خدا بترسيد و ديدگان را فروبنديد و صداها را پايين آوريد و گفتگو را بكاهيد . خويشتن را براى زد و خورد و زورآزمايى و هماوردى و درگيرى تن به تن و كوفتن يكديگر آماده سازيد ، « پايدارى كنيد و خدا را بسيار ياد آوريد كه رستگار شويد » « 3 » و « ستيز مكنيد كه در نتيجه سستى پذيريد و توان شما از ميان برود و شكيبا باشيد كه
هامش
( 1 ) در وقعه صفين ، ص 203 آمده است . بخش آخر گفتار امير المؤمنين عليه السلام برگرفته از آيه 57 سوره انفال است .
( 2 ) نصر بن مزاحم نظير اين را در وقعة صفين ، ص 153 آورده است .
( 3 ) بخشى از آيه 45 سوره انفال .