تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
عقب‌ماندگان جنگ مىكرد و آنان را يارى مىداد تا به جايگاه خود برسد ، و على همهء اين سختيها را براى خدا بر خود هموار مىكرد تا بدانند كه پيشى گرفتن او براى كسب پاداش خداوندى در اين حال چون پيشى گرفتن او در جنگ به روزگار پيامبر ( ص ) است . ( 1 ) و حال آنكه معاويه كه از رحمت خدا دور باد ، بر تخت خود دور از آوردگاه نشسته بود و پاسداران و پاسبانان بر گرد او بودند ، شبيه به ديگر ستمگران و شاهزادگان عجم . چيزهايى مىگفت كه خود عمل نمىكرد و به همهء امور دنيايى كه بايد از آن زهد مىورزيد رغبت مىكرد و از آنچه خود فرمان مىداد - شركت در جنگ - خوددارى مىكرد و اين به سبب آزمندى او بر دنيا بود و تلاش و شيفتگى او بر آنچه آن را جستجو مىكرد . « 1 » ( 2 )

متوجه كردن دلها به حق و حقيقت ، با ايراد پرتوهايى از گفته‌هاى ياران امير المؤمنين عليه السلام و گفته‌هايى از ياران معاويه كه بر چه عقيده‌اى بوده‌اند

اينك در سيرت و روش اهل بصيرت كه در زمرهء ياران على ( ع ) بودند بنگريد تا بدانيد كه على چگونه با دانش و دادگرى خود آنان را پرورش داده است كه بينش آنان نزديك به بينش خود او شده است و راه او را پيموده‌اند . ( 3 ) اين عمار بن ياسر است كه فرياد برمىآورد به سوى بهشت رويد و خود را براى حوريان بهشتى بياراييد ، و چون جرعه‌اى شير آميخته با آب را نوشيد ، نخست تكبير گفت و سپس حديثى را كه از پيامبر ( ص ) شنيده بود براى همراهان خود نقل كرد كه به من فرموده است : آخرين توشهء تو جرعه‌اى از شير آميخته با آب است و سپس به ديدار من خواهى آمد ، و گفت : اگر چنان بر ما ضربه زنند كه تا نخلستانهاى سرزمين هجر عقب‌نشينى كنيم بازهم مىدانيم و يقين داريم كه آنان بر باطل‌اند و ما بر حق هستيم . « 2 »
هامش
( 1 ) بخش اندكى از اين گفتار امير المؤمنين در آخرين بخش خطبه 179 نهج البلاغه چاپ مرحوم فيض الاسلام و خطبه 181 شرح ابن ابى الحديد چاپ مصر و كتاب الغارات ثقفى آمده است و بخشى ديگر از آن ضمن خطبه 124 چاپ مرحوم فيض الاسلام و خطبه 124 چاپ استاد دكتر سيد جعفر شهيدى آمده است . براى اطلاع بيشتر از منابع هر دو خطبه به روشهاى تحقيق در اسناد و مدارك نهج البلاغه ، ص 163 و 130 مراجعه فرماييد . ( 2 ) اين سخن عمار را همگان نقل كرده‌اند . طبرى آن را با دو سند ضمن حوادث سال 37 در تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 21 و نصر بن مزاحم در وقعة صفين ، ص 388 و 322 آورده‌اند . به تعليقات مصحح محترم در فرائد السمطين ، ج 1 ، ص