( 1 ) و حال آنكه عمرو عاص در همان روز دو پسر خود عبد الله و محمد را به آوردگاه فرستاده بود ، همينكه عمار همراه دليران پياده حمله كرد ، عمرو گرد و خاك را ديد ، پرسيد :
اين گرد و غبار چيست ؟ گفتند : به جايگاه دو پسرت عبد الله و محمد است و فرياد برآورد و به ياران خود گفت : درفش را جلو ببريد . معاويه گفت : نگران مباش ، صف را به هم مريز كه خطرى متوجه دو پسر تو نيست . عمرو عاص گفت : آنان زادگان تو نيستند . اين را گفت و پافشارى در دفاع از دو پسر خود كرد كه آزمند به زندگى بود و خود مىدانست كه در خطا و اشتباهاند . « 1 »
( 2 ) و نوشتهاند كه سعيد بن قيس « 2 » مىگفته است : سپاس و ستايش پروردگار را بر هر چه كه آن را خوش مىداريم و خوش نمىداريم و حال آنكه خداوند ما را به نعمتى از خود ويژه فرموده است كه از عهدهء سپاسگزارى آن برنمىآييم و آن اين است كه ياران برگزيده و نيكوكار رسول خدا كه در محضر و همراه او بودند همراه ما و در گروه ما هستند و سوگند به خداوندى كه خود بر بندگان خويش بيناست ، بر فرض كه پيشواى ما سياه حبشى بينى بريدهاى مىبود و هفتاد تن از شركت كنندگان بدر همراه ما مىبودند ، سزاوار بود كه خوش و خرم باشيم و بينش درست داشته باشيم ، تا چه رسد به اينكه كه سالار ما پسر عموى پيامبرمان است كه نخستين تصديق كنندهء اوست و در حالى كه صغير بوده همراه آن حضرت نماز گزارده است و در حالى كه كبير بوده همراه پيامبر جهاد كرده است . در صورتى كه معاويه آزاد شده از بند اسارت و پسر آزاد شده است و ستمگران فرومايهاى را گمراه ساخته و به راه دوزخ كشانده و ننگ را براى آنان ميراث آورده است و خداوند پستى و زبونى را بهرهء آنان قرار داده است . همانا شما فردا با دشمن خود روياروى مىشويد ، بر شما باد به ترس از خدا و كوشش و دورانديشى و شكيبايى كه خداوند همراه شكيبايان است . « 3 »
( 3 ) و گفتهاند مردى از قبيله خثعم كه از ساكنان و مردم شام بود و شمر بن عبد الله نام داشت به ميدان آمد و مردى به نام ابو كعب از ياران على ( ع ) كه او هم از قبيلهء خثعم بود و سالار خثعميان عراق ، به جنگ او بيرون رفت . مرد شامى ، ابو كعب را كشت و در حالى كه
هامش
286 مراجعه شود .
( 1 ) نصر بن مزاحم در كتاب صفين ، ص 388 آورده است .
( 2 ) ابن حجر عسقلانى در الاصابه ، ج 2 ، ذيل شماره 3285 ، ص 51 او را از انصار و شركت كنندگان در جنگ بدر دانسته است .
( 3 ) به كتاب صفين ، ص 236 مراجعه شود . در اين سخنان سعيد نشان آن است كه بر خلاف آنچه كه برخى از ناصبيان مدعى شدهاند كه جز عمار كسى از شركت كنندگان بدر همراه على ( ع ) نبودهاند هفتاد تن از آنان شركت داشتهاند . به تعليقات خطبه 175 در نهج السعادة ، ج 2 ، ص 91 هم مراجعه فرماييد .