( 1 )
خطبهء على عليه السلام در سرزنش ياران خود كه در يكى از نبردهاى صفين نخست از برابر لشكر معاويه گريخته بودند و سپس بر آنها حمله برده و آنان را از جايگاه خود رانده و به گريز واداشته بودند
گفتهاند چون جنگ سخت و دشواريها بزرگ شد و اركان هر دو سپاه به لرزه درآمد و سست شد و امير المؤمنين از ياران خود اندكى عقبنشينى ديد ، ميان ايشان برخاست و چنين فرمود :
( 2 ) من خود از جاى كنده شدن و عقبنشينى شما از صفهايتان را ديدم . سفلگان فرومايه و عربهاى بياباننشين شام شما را عقب مىزنند و حال آنكه شما برگزيدگان و بلندمرتبهترين اعراب هستيد . شما شبزندهداران به تلاوت قرآنايد ، و در آن هنگام كه خطاكاران در گمراهى بودند شما اهل دعوت حق بوديد ، و اگر چنين نبود كه پس از پشت كردن دوباره روى آورديد و اگر حملهء شما پس از عقبنشينى نبود بر شما همان احكامى واجب مىشد كه بر گريختگان و پشت كنندگان به جنگ به روز نبرد واجب مىشود ، و از نابودشدگان مىبوديد . همانا پارهاى از درد و سوز سينهام را اين موضوع آرامش بخشيد كه شما را ديدم سرانجام آنان را از جاى كنديد ، همان گونه كه آنان شما را از جاى كنده بودند و آنان را از آوردگاهشان كنار زديد ، همان گونه كه شما را كنار زده بودند ، و چنان با شمشير در ايشان افتاديد كه همچون شتران تشنه ، كه آنان را از آبشخور برانند ، جلودار آنان خود را به جاى آنكه در دنباله است مىرساند . اينك هم شكيبايى كنيد تا آرامش بر شما فرود آيد و خداوند شما را با يقين پايدار بدارد .
( 3 ) و آن كس از شما كه گريزنده است بايد بداند كه گريز چيزى بر عمر او نمىافزايد ، وانگهى خداى خود را خشنود نمىسازد . در فرار خشم بر او و خوارى و زبونى براى اهل او و ننگ جاودانه و تباهى زندگى نهفته است . اگر مرد در حالى كه بر حق است بميرد براى او بهتر از زندگى است كه در پناه چنين فرار و گريزى داشته باشد . « 1 »
هامش
( 1 ) اين خطبه با تفاوتها و كاستى و فزونيهايى در نهج البلاغه آمده است ، شماره آن هم مختلف است . در برخى نهج البلاغهها ( ابن ابى الحديد ، فيض ، خويى ) شماره آن 106 در برخى ديگر 107 و در ملا فتح الله 124 است . براى اطلاع بيشتر از منابع آن به روشهاى تحقيق در اسناد و مدارك نهج البلاغه ، ص 119 مراجعه فرماييد .