خواستهء تو را مىپذيرفتم كه براى من هم بسيار كمزحمتتر بود ، ولى خداوند براى اهل قرآن راضى نمىشود كه مردم در اطراف زمين گناه بورزند و ايشان خاموش بمانند و امر به معروف و نهى از منكر نكنند . اى حوشب ! بدان كه من آشكار و نهان و همه سوى اين كار را سنجيدم تا آنجا كه خواب شب را از چشم من ربود . چارهاى نديدم جز جنگ با ايشان يا كافر شدن به آنچه محمد ( ص ) آورده است و چاره كار با جنگ براى من سبكتر و آسانتر از غل و زنجير آخرت است و گرفتاريهاى اين جهانى براى من سبكتر از آتش دوزخ است .
و به خدا سوگند گمان نمىكنم هيچ مخالف و ناصبى هم بتواند بگويد كه على در جنگ خود با آن قوم و تحمل آن همه ناخوشيها و شكيبايى بر آن رنجهاى گران هدفى جز آنچه نوشتيم داشته است .
( 1 ) و چگونه ممكن است كه مخالف على ادعا كند كه او در جستجوى دنيا بوده است يا گرايشى به چيزهايى داشته است كه درماندگان بدبخت به آن چيزها رغبت داشتهاند . كارهاى على براى عوام و خواص روشن است . پارسايى او و كمخوراكى و چگونگى جامه پوشيدنش به روزگار خلافتش بر همگان معلوم است . بلكه در آن مقطع از زندگى بر خود سختتر مىگرفت و از همهء آزمنديها و امورى كه ممكن بود هدف تهمت قرار گيرد و از همهء خوشيها و نعمتها كناره مىگرفت و اين خود شهره است .
( 2 ) او بر كيسه نان جوين خود مهر مىزد و بلندى آستينهاى پيراهن خويش را مىبريد و در همان حال به ياران خود بهترين خوراك را مىخوراند و ايشان را در اين جهان بر خويشتن مقدم مىدانست . ما شمار اندكى از پرتوهاى راه و روش او را ياد كرديم تا بدانيد چيزى كه على دربارهاش سعى و كوشش مىكرد تا آن را به دست آورد غير از چيزى است كه گروههاى سركش در پى دست يافتن به آن بودهاند ، از پادشاهى و دنيادارى و گرايش به سيم و زر . چيزى كه در على بود بازرگانى آن جهانى و كوشش براى فرجام پسنديده و روى برگرداندن از اين جهان بود . او نفس خويش را از هواى خود بازداشت و زمام شيطان را به دست گرفت و توانست بر سركشان و از دين بيرونشدگان و پيمانگسلان پيروز شود .
( 3 ) اى ابا الحسن ! اين همه بر تو گوارا باد ، كه آغاز تو سرمايهء شرف بود و پرورش تو همراه پاكى و پاكيزگى . شكيبايى تو استوار و راه و روش تو دادگرى بود . جان خود را سخاوتمندانه به پيشگاه پروردگار بخشيدى و بهرهء سرشار بازرگانى خود را در راه خدا به دست آوردى .
چنان به پيشگاه كردگار خود رفتى كه با بشارت او روياروى شدى و فرشتگان را فرمود تا درود و خير مقدم حق تعالى را بر تو نثار كنند ، به همسايگى محمد مصطفى ( ص ) ، كه برادر
المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 132
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص١٣٢