نگفتم كه اين مكر و فريب معاويه است . « 1 »
( 1 ) من [ اسكافى ] براى شما نمونههايى از راه و روش او را بيان مىكنم كه كورى را بزدايد و راه صواب را از خطا روشن سازد و با انديشيدن و دقت در آنچه مىگوييم بدانيد كه على شمشيرى از شمشيرهاى خداوند است كه آخته براى دشواريهاى جنگى است . او در آن هنگام كه جوان بود همراه پيامبر ( ص ) فقط در جستجوى پاداش خداوند جنگ كرد تا آنگاه كه پير شد . هيچگاه از او اشتباه و لغزشى سر نزد . در راه خدا خويشتن را در ژرفاى آوردگاه مىافكند و با حجت و برهان خود پردههاى شبههها را مىدريد .
( 2 )
خطبهء ابن عباس ميان مردم عراق هنگام رويارويى آنان با شاميان در صفين و ستايش او از على عليه السلام و برانگيختن او مردم را به جنگ با معاويه و ياران او
گفتهاند كه چون ياران على عليه السلام با معاويه و لشكر او روياروى شدند ، على به ياران خود فرمان داد از شروع جنگ خوددارى كنند و به هر حال آنان جنگ را آغاز نكنند تا على در فراخواندن آنان به حق فزون از اندازه اقدام كند و آنان را آشكارا به سوى خدا فراخواند و كتاب خدا را ميان آنان داور قرار دهد .
( 3 ) در اين هنگام عبد الله بن عباس ، كه مردم منكر فضل و پيشگامى او در دانش نبودند ، براى سخنرانى برخاست و چنين گفت : ستايش خداى پروردگار جهانيان را كه هفت زمين زير پاى ما گسترده و هفت آسمان بر فراز ما برافراشته است ، و ميان آن دو خلقى را آفريده است و آنان را روزى عنايت كرده و فرو فرستاده است ، و همه چيز را چنان قرار داده كه فرسوده و نابود مىشود و فقط ذات فرخنده و زنده و پايدار او جاودانه است و باقى مىماند .
( 4 ) و سپس خداوند متعال پيامبران و فرستادگانى گسيل فرموده و ايشان را بر بندگان خود براى اتمام حجت و بيم دادن حجت قرار داد . « 2 » خدايى كه جز به فرمان و آگاهى او فرمان برده نمىشود و خود با نعمت طاعت بر هر يك از بندگان خود كه خواهد منت گزارد و بر آن پاداش دهد ، نافرمانى هر كس هم از او با علم و آگاهى اوست . از گناه بزرگ درگذرد
هامش
( 1 ) به وقعة صفين ، ص 2 - 190 مراجعه فرماييد كه با تفصيل بيشترى آمده است .
( 2 ) آيه 5 سوره و المرسلات .