مىنهند . همراه امير المؤمنين كه پسر عموى پيامبر ( ص ) و امركننده به معروف و نهىكننده از منكر و گوينده به حق و قيامكننده به هدايت و حكمكننده به آنچه در قرآن است ، همو كه در حكم رشوه نمىگيرد و با گنهكاران چربزبانى نمىكند و در راه خدا سرزنش سرزنشكننده او را فرو نمىگيرد و از حق بازنمىدارد .
( 1 )
سفارش امير المؤمنين عليه السلام به زياد بن نضر حارثى ، هنگامى كه او را به فرماندهى پيشاهنگان سپاه خويش گماشت و به سوى شام گسيل فرمود
و چون امير المؤمنين ( ع ) آماده حركت شد ، زياد بن نضر حارثى و شريح بن هانى را بر مقدمهء لشكر خود گماشت و خطاب به زياد بن نضر چنين فرمود :
« اى زياد ! در هر بامداد و شامگاه از خدا بترس . بر خود و زبان خود از دنياى فريبنده بيم داشته باش و در هيچ حال از آزمون و گرفتارى آن ايمن مباش ، و بدان كه اگر تو خود را از بسيارى از چيزهايى كه خوش مىدارى به خاطر آنچه از ناخوش داشتن آن بيم دارى بازندارى ، هوسها تو را زيان بسيار خواهد رساند . خود نفس خويش را از ستم و سركشى بازدار . من تو را به اين لشكر فرماندهى دادم . آنان را زبون مساز و بر آن چيرگى مجوى كه گزيدهترين شما پرهيزگارترين شماست . از داناى ايشان بياموز . نادان آنان را آموزش بده . بر سفلگان ايشان بردبارى پيشه كن ، كه خير با بردبارى و خويشتندارى از آزار و نادانى فراهم مىشود . « 1 » زياد بن نضر عرضه داشت : اى امير المؤمنين ، سفارشى بسنده فرمودى و ما پاسدار سفارش تو خواهيم بود و از ادب و فرهنگ تو ادب آموزندهايم . سعادت و كاميابى را در به كار بستن فرمان تو و گمراهى را در تباه ساختن پيمان تو مىبينيم .
هامش
( 1 ) اين نامه كه به شماره 56 بخش نامههاى نهج البلاغه آمده است در عموم نهج البلاغهها خطاب به شريح بن هانى است ، ولى در وقعة صفين ، ص 121 خطاب به زياد است و بايد متنى را كه اسكافى نقل كرده است صحيحتر دانست . ابن شعبه حرانى دانشمند قرن چهارم هم اين سفارش را در تحف العقول ، ص 131 خطاب به زياد بن نضر آورده است .