شب و چه در روز با نيزهداران و سپرداران آماده بدارد چنان است كه در دژ استوار قرار دارد .
( 1 ) خودتان به تن خويش لشكرگاه خود را پاسدارى دهيد و برحذر باشيد كه شبها جز اندكى و بيش از چشيدن مزه خواب نخوابيد و بايد تا هنگام رسيدن به مقابل دشمن شيوه و عادت شما همين گونه باشد . و بايد همه روزه با فرستادهاى اخبار شما به من برسد و به خواست خداوند متعال من شتابان از پى شما مىرسم ، و بر شما باد كه در جنگ خويش درنگ و آرامش داشته باشيد و از شتابزدگى پرهيز كنيد ، مگر آنكه فرصت ويژهاى به دست آوريد . و شما جنگ را شروع مكنيد مگر آنكه دشمن جنگ را آغاز كند يا دستور من به شما برسد . « 1 »
( 2 ) اينك دربارهء اين تدبير دقت كنيد و بينديشيد ، خواهيد ديد كه مايهء تكذيب ادعاى شما و تصديق ادعاى ما خواهد بود . آيا در اين فرمان سستى و اشكالى مىبينيد ؟ و صرف نظر از آنچه ما دربارهء رأى درست او مىگوييم ، آيا چيزى را به صواب نزديكتر از آنچه او فرمان داده است و به آن سفارش كرده است پيدا مىكنيد ؟ دربارهء تدابير درست و پوشيده او سخن بسيار است و از جمله چيزهاى ديگرى كه موجب تأكيد ادعاى ماست و ثابت مىكند كه على ( ع ) سبب پراكندگى و سستى كار نبوده است موضوعى است كه اهل علم آن را نوشتهاند كه على به هنگام جنگ صفين كنار يكى از پيچ و خمهاى فرات فرود آمد كه جايى به آن خوبى نبود . معاويه بر جايگاه او رشك برد و نامهاى را در لشكرگاه على انداخت كه بر آن نوشته شده بود :
( 3 ) « از بندهء خيرخواه خدا ، اما بعد ، معاويه مىخواهد از اينجا كوچ كند و بند فرات را بشكند و آب را به لشكرگاه شما سرازير كند ، مواظب خود باشيد » .
مردم به على گفتند : از اينجا كوچ كن و از معاويه پيشى گير كه مىترسيم آب را به سوى ما سرازير كند . على به آنان فرمود : اين نامه از فريبكاريهاى معاويه است كه بر شما در مورد اين لشكرگاه حسد مىبرد ، ولى نپذيرفتند و ناچار از آنجا كوچ فرمود و همينكه از آنجا كوچ كردند ، معاويه آمد و آنجا لشكرگاه ساخت . على ( ع ) به مردم فرمود : مگر به شما
هامش
( 1 ) اين نامه به صورت مختصرتر و با اختلافات لفظى اندك به شماره 11 در بخش نامههاى نهج البلاغه آمده است . در منابع پيش از نهج البلاغه در وقعة صفين ، ص 123 ، و ترجمه اخبار الطوال ، ص 206 و تحف العقول ، ص 131 آمده است .