( 1 )
نامهء امير المؤمنين عليه السلام به زياد بن نضر و شريح بن هانى ، پس از آنكه اختلاف آن دو به اطلاع او رسيد
زياد بن نضر و شريح بن هانى رفتند و چون اختلاف نظر آن دو به اطلاع امير المؤمنين رسيد ، نامهاى براى آن دو فرستاد و در آن چنين نوشت .
از بندهء خدا على امير مؤمنان ، به زياد بن نضر و شريح بن هانى سلام بر شما . و بعد ، اى زياد ! من تو را به فرماندهى مقدمهء لشكر خود گماشتهام و شريح را به فرماندهى بخشى از آن منصوب كردهام . هرگاه هر دو با يكديگر باشيد ، تو فرمانده همگان خواهى بود و هرگاه از يكديگر جدا باشيد هر كدام فرمانده گروهى خواهد بود كه او را بر آن گماشتهام .
( 2 ) و هر دو بدانيد كه مقدمهء هر لشكر ديدهبانان لشكرند و پيشتازان مقدمه ديدهبانان آنان شمرده مىشوند ، و هرگاه از سرزمين خود بيرون رفتيد و به سرزمين دشمن خود نزديك شديد از فرستادن گشتيها به هر ناحيه ، خسته و غافل مشويد و همهء درهها و كمينگاهها را از هر سو بررسى كنيد كه مبادا دشمن كمين ساخته باشد و بر شما شبيخون آرد . از بامداد تا شامگاه هيچ گشتى و گروه و افراد را بدون آرايش جنگى و داشتن ساز و برگ روانه مكن كه اگر درگيرى يا ناخوشايندى پيش آمد شما از لحاظ آمادگى و ساز و برگ بر آنان مقدم باشيد .
و چون خواستيد به كنار دشمن فرود آييد ، يا دشمن به كنار شما فرود آيد ، كوشش كنيد لشكرگاه شما كنار ارتفاعات و دامنههاى كوه يا كرانه رودخانهها باشد ، تا اين موانع طبيعى براى شما پناهگاه باشد و فقط از يك يا دو سو با دشمن جنگ كنيد .
( 3 ) بر قلهء كوهها و بلندترين نقطهء بلنديها و بر پيچ و خم رودخانهها ديدهبانان گماريد تا براى شما ديدهبانى كنند كه مبادا دشمن از كمينگاه يا نقطه ديگر به سوى شما هجوم آورد . از پراكنده شدن بپرهيزيد و چون جايى فرود آمديد ، همگان با هم فرود آييد و چون شب فرا رسد نيزهداران و سپرداران را گرداگرد لشكرگاه خود بگماريد و تيراندازان خود را پشت سر آنان قرار دهيد ، و هرگاه جايى اقامت مىكنيد همين گونه رفتار كنيد كه گرفتار شبيخون نشويد . در اين باره غفلت مورزيد كه هر قومى تا هنگامى كه لشكر خود را چه در