تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعيار و الموازنة ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
قرآن در جستجوى دنيا تاختى و مرا به چيزى كه دست و زبان من انجام نداده است ، متهم ساختى . تو و مردم شام نسبت به من نافرمانى مىورزيد . داناى شما نادان شما را برمىانگيزد . حق را بدون آنكه به آن علم داشته باشيد با سفلگى بر نادان مشتبه ساختيد و بهتان و گناهى بزرگ آورديد ، و تو در اين باره مرتكب و عهده‌دار گناه فريب‌سازى خود خواهى بود و خود مىدانى كه زيان آن در اين جهان و آن جهان به خودت خواهد رسيد . ( 1 ) اى معاويه از خداى دربارهء خود بترس . از شيطان گريبان و زمام كار خود را بازگير ، كه دنيا به ناچار دربارهء تو سپرى خواهد شد و سراى ديگر سراى زندگى جاودانه است ، اگر نيكو بدانند . در اين كار دربارهء آنچه به سود و زيان توست ، بينديش تا راه براى تو روشن شود و از آنچه خداوندت ارزانى فرموده است يارى بگير و خود را به نادانى مزن كه تو خود دانايى . كار خود را تدارك كن كه بر آنچه پديد آيد خداوند را بر تو و قدرت تو ، راه پرس‌وجو باقى است . و السلام . و چون امير المؤمنين آهنگ حركت به سوى معاويه فرمود ، براى همهء كارگزاران خود نوشت كه به حضور او آيند تا در جنگ با دشمن خود شركت كنند و كسى را به جاى خود بگمارند . « 1 » ( 2 )

خطبهء ابن عباس ميان مردم بصره و برانگيختن آنان به جنگ با معاويه پس از رسيدن نامهء امير المؤمنين عليه السلام كه خودش و لشكر بصره براى رفتن به شام به حضور آن حضرت بروند

امير المؤمنين آن نامه را براى عبد الله بن عباس هم كه كارگزار او بر بصره بود فرستاد و چون نامه به دست عبد الله بن عباس رسيد ، نخست آن را براى مردم بصره خواند و پس از آن سپاس و ستايش خدا را بر زبان آورد و گفت : اى مردم ، آماده شويد براى رفتن به حضور امام خويش و سبكبار و سنگين‌بار به راه افتيد و در راه خدا با اموال و جانهاى خود جهاد كنيد و يقين داشته باشيد كه شما با تبهكارانى كه حرام خدا را حلال مىشمرند جنگ مىكنيد . با كسانى كه نه قرآن مىخوانند و نه حكم قرآن را مىشناسند و نه بر دين حق گردن
هامش
( 1 ) اين نامه با تفاوتهايى به شماره 55 در بخش نامه‌هاى نهج البلاغه آمده است و براى اطلاع بيشتر از ديگر منابع آن به روشهاى تحقيق در اسناد و مدارك نهج البلاغه ، ص 224 مراجعه شود .